روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٦ - ترجمه
اين هشتم است.و منها قوله في صفة ازواج النّبى: مُسْلِمٰاتٍ مُؤْمِنٰاتٍ الى قوله: وَ أَبْكٰاراً [١]،اين هشتم است كه«واو»در اوست.و منها قوله:فى ابواب الجنّة: حَتّٰى إِذٰا جٰاؤُهٰا وَ فُتِحَتْ أَبْوٰابُهٰا... [٢]،و در درهاى دوزخ كه هفت است،فتحت [٣]گفت،بى «واو».و گفتند:سبب آن است كه عقد به نزديك عرب اوّل هفت بود،چنان كه اكنون ده است.قالوا:واحد،اثنان،ثلاثة،اربعة،خمسة،ستة،سبعة و ثمانية.بعضى دگر گفتند:اين«واو»حكم و تحقيق است،خداى تعالى اختلاف ايشان بگفت.
آنگه آنچه حقيقت بود خبر داد به آن،«واو» [٤]براى اين آورد،و اين هيچ دو قول را حقيقتى نيست،و بر او برهانى نيست.و آنچه درست است به نزديك محقّقان،آن است كه:«واو»عطف است جملهاى را بر جملهاى.و آنجا كه«واو»نيست، صفت و موصوف است.و گفتند:اين هر سه،قول ترسايان بود،اوّل،سيّد گفت،و دوم عاقب،و سهام عبد المسيح.و ظاهر با اين ماند براى آنكه هر سه بر يك حد حكايت كرد،بقوله: يَقُولُونَ .و آنچه رسول را فرمود،اين است كه گفت:بيان مكن و بگو كه مرا به اين علمى نيست،خداى عالمتر است به عدد ايشان. مٰا يَعْلَمُهُمْ إِلاّٰ قَلِيلٌ من النّاس،جز از اندكى از مردمان ندانند كه عدد ايشان چند بود.عطا گفت:
آن قليل اهل كتابند.از عبد اللّه عبّاس روايت كردند،كه او گفت:انا من ذلك القليل،من از جملۀ آن اندكم كه عدّد ايشان داند.و آنگه نامهاى ايشان بگفت، چنان كه گفتيم پيش از اين هفتكس را و هشتم سگ بود-و نام او قمطير [٥]،سگى پلنگرنگ بود.بالاى سگى [٦]زينى [٧]بود و زير كردى،يعنى نه بزرگ بزرگ بود و نه خرد خرد.قوله: فَلاٰ تُمٰارِ فِيهِمْ إِلاّٰ مِرٰاءً ظٰاهِراً ،تو در باب ايشان جدل و خصومت مكن،الّا خصومتى ظاهر.و«المراء»و«المماراة»،الجدال.عبد اللّه عبّاس و مجاهد و قتاده و ضحّاك گفتند:[١٥٩-پ]مراد به«مراء»،ظاهر آن است كه چيزى مگو در باب ايشان الّا آنچه ما تو را ظاهر كردهايم و برآن اطّلاع داده.بعضى دگر گفتند:
[١] .سورۀ تحريم(٦٦)آيۀ ٥.
[٢] .سورۀ زمر(٣٩)آيۀ ٧٣.
[٣] .اشاره است به سورۀ زمر(٣٩)آيۀ ٧١.
[٤] .قم:و.
[٥] .كذا در اساس،در صفحۀ ٣٣١ به صورت«قطمير»ضبط شده،قم،آب،مل،آز:قطمير،آط،آج،لب:قمطر.
[٦] .آب:سگ.
[٧] .آج،لب:زهى.