روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٠ - ترجمه
منصوب است بر ندا و اين وجه بهتر است،كانّه قال:يا ذرّيّة من حملنا مع نوح لا تتّخذوا من دونى وكيلا.و براى آن گفت:ذرّيّة من حملنا مع نوح،] [١]كه نوح را [٢]-عليه السّلام-آدم دوم خوانند [٣]چه در عهد او جهان به طوفان خراب شد و مردم همه هلاك شدند جز آنان كه در كشتى بودند پس از ايشان هرچه در عالم هستند از نسل ايشاناند.
پس اين خطاب بمثابت آن است كه:يا بنى آدم،و تقدير چنان [٤]است كه:يا ذرّيّة من حملنا مع نوح فى السّفينة.و مورد آيت مورد تهديد و توبيخ است،كانّه قال:
يا بقيّة الهالكين،چنان كه ما گوييم:يا بقيّة السّيف.
آنگه نوح را مدح كرد،گفت: إِنَّهُ كٰانَ عَبْداً شَكُوراً ،كه نوح بندهاى شكور [٥]بود مرا،و فعول بناء مبالغت باشد در فاعل.و در خبر است كه شكر او آن بود كه او [٦]طعام خواستى خوردن گفتى: بسم اللّه ،و چون فارغ شدى گفتى:الحمد للّه،و اين مطابق آن [٧]خبر است كه رسول-صلّى اللّه عليه و على آله-گفت:
انّ اللّه يرضى عن العبد ان يأكل الأكلة فيحمده [٨]عليها او يشرب الشّربة فيحمده عليها، گفت:
خداى از بنده [٩]راضى شود كه طعامى بخورد و شرابى بازخورد،خداى را برآن شكر كند [١٠].و در خبرى ديگر آمد كه او را براى آن شكور خواند [١١]كه چون طعامى خوردى [١٢]گفتى:
الحمد للّه الّذى اطعمنى و لو شاء اجاعنى، و چون شربهاى [١٣]بازخوردى گفتى:
الحمد للّه الّذى سقانى [١٤]و لو شاء اظمأنى ،و چون جامه در پوشيدى گفتى:
الحمد للّه الّذى كسانى و لو شاء اعرانى، و چون نعلين در پاى كردى گفتى:
الحمد للّه الّذى حذانى و لو شاء احفانى. و چون قضاء حاجت كردى گفتى:
الحمد للّه الّذى اخرج عنّى اذاه فى عافية و لو شاء حبسه.
[١] .اساس،افتادگى دارد،از قم افزوده شد.
[٢] .قم+آدم.
[٣] .آط،مل،آج،لب:خواندند.
[٤] .قم:آن.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:شاكر.
[٦] .قم:ندارد،آط،آج،لب:او چون مل،آز:چون او.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:اين.
[٨] .قم:فحمده.
[٩] .آط:بندهاى.
[١٠] .آط،آب،آز،آج،لب:گويد.
[١١] .اساس:خواندند،با توجه به قم،تصحيح شد.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:بخوردى.
[١٣] .آب،آز:شربتى،مل:شربت آب.
[١٤] .آج،لب:اسقانى.