روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٥ - ترجمه
برداشت.پادشاه بفرمود تا ايشان را بر كفن [١]،جامههاى [٢]گرانمايه ساختند و تابوتهاى زرّين،و خواست تا ايشان را در آنجا نهد.در خواب ديد كه زر و ديقا [٣]گرد ايشان مگردان،ايشان را همچنان در غار رها كن.او ايشان را همچنان رها كرد و خداى تعالى ايشان را محجوب كرد[١٥٦-پ]به رعب،كه كس نيارست گرد ايشان گرديدن و تعرّض ايشان كردن.و بفرمود تا،بر در آن غار مسجدى بنا كردند كه مردم در آنجا نماز كردند [٤]،و آن،حاجتگاهى شد.و آنوقت كه احوال ايشان ظاهر شد،آن روز عيدى ساختند و در عبادت بيفزودند.اين حديث اصحاب الكهف است.
و در خبر مىآيد كه رسول-عليه السّلام-گفت:بار خدايا من ايشان را توانم ديدن،خداى تعالى گفت:تو ايشان را [٥]نبينى و لكن وصىّ خود را با جماعت [٦]صحابه آنجا فرست تا ايشان را دعوت كنند با دين تو و ايمان آوردن [٧]به تو.گفت:بار خدايا!چگونه روند آنجا ؟حقتعالى گفت:بساطى بيار و ايشان ر برآن نشان و باد را بفرما تا ايشان را بردارد و آنجا برد.رسول-عليه السّلام-فرمود تا:بساطى بگسترند [٨]و ابو بكر را گفت:بر يكگوشه بنشين و عمر را گفت بر يكگوشه و سلمان را بر يكگوشه و أبو ذر را بر يكگوشه،و على را گفت:بر ميان بساط بنشين.صحابه گفتند:يا رسول اللّه!خداى تو را فرمود كه وصىّ خود را با قومى صحابه [٩]آنجا فرست از ميان اينان وصىّ تو كيست؟گفت:وصىّ من آن است كه چون بر ايشان سلام كند،جوابش دهند و چون سخن گويد،با او مناظره كنند،و آنان كه وصىّ من نهاند ايشان را دستور [١٠]نيست كه با او سخن گويند و جواب سلام او دهند.آنگه رسول-عليه السّلام-باد را فرمود [١١]تا آن بساط [١٢]برداشت-وقت آنكه از نماز بامداد فارغ شده بود-باد بساط برگرفت و آنجا برد.اميرالمؤمنين على چون آنجا رسيدند [١٣]،باد را گفت:بساط فرونه [١٤]،بساط بنهاد،و اوّل [١٥]گفت ابو بكر را كه:
[١] .آط،آب،آز،آج،لب:كفنشان.
[٢] .آط،آب،آز،آج،لب+فاخر كردند.
[٣] .كذا در اساس با سه نقطه،ديقا/ديفا/ديبا،همۀ نسخه بدلها،بجز مل:ديبا،مل:دينار.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:كردندى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+در دنيا.
[٦] .قم،آب،آز:جماعتى.
[٧] .آط،آب،آز،آج،لب:آورند.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:بگستردند.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و آز+به.
[١٠] .آط،آب،مل،آز،آج،لب:دستورى.
[١١] .قم،مل:بفرمود.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها+را.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:رسيد.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها+باد.
[١٥] .آج،لب:امير اوّل،قم،آط،آب،آز:او اوّل.