روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٩ - ترجمه
خصومت كردند؟گفتم:بار خدايا تو عالمترى كه علاّمالغيوبى.گفت:خلاف ايشان در درجات و حسنات بود.اى محمّد تو دانى تا درجات چه باشد و حسنات چه باشد؟گفتم:بار خدايا تو عالمترى [١].
امّا الدّرجات فاسباغ الوضوء[فى المكروهات و المشى على الاقدام الى الجماعات و انتظار الصّلوات بعد الصّلوات] [٢]و امّا الحسنات فافشاء السّلام و اطعام الطّعام و التّهجّد باللّيل و النّاس نيام ،گفت:درجات، اسباغ وضو باشد در مكروهات و به پاى رفتن به جماعات و انتظار نماز از[پس] [٣]نماز.و امّا حسنات:سلام كردن بر همهكس و طعام دادن به هركس و بيدار بودن در شب كه خلقان خفته باشند.آنگه گفت:[يا محمّد] [٤]، آمَنَ الرَّسُولُ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ... [٥]،من گفتم:
نعم اى ربّ [٦] وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ مَلاٰئِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لاٰ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ «٧» كما فرق [٨]اليهود و النصارى [٩]،مؤمنان ايمان دارند به خدا و فريشتگان و كتابها و پيغامبران،و جدا نمىكنيم [١٠]ميان پيغامبران چنان كه جهودان و ترسايان كردند.گفتند: نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ... [١١]، گفت:مؤمنان چه گفتند؟گفتم گفتند: سَمِعْنٰا وَ أَطَعْنٰا [١٢]اى،و سمعنا قولك و اطعنا امرك.گفت:راست گفتى،
سل تعط ،بخواه تات بدهند.من گفتم:
غُفْرٰانَكَ رَبَّنٰا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ [١٣] .گفت:
غفرت لك و لامّتك ،بيامرزيدم تو را و امّتت را.
سل تعط ،بخواه تات بدهند،گفتم: رَبَّنٰا لاٰ تُؤٰاخِذْنٰا إِنْ نَسِينٰا أَوْ أَخْطَأْنٰا... [١٤]،گفتم:بار خدايا!ما را مگير اگر فراموش كنيم يا خطا كنيم،گفت:
قد رفعت الخطا و النّسيان عنك و عن امّتك و ما استكرهوا عليه. گفت:بيامرزيدم تو را و امّت تو را خطا و نسيان،و از ايشان برگرفتم اين دو چيز و آنچه ايشان را برآن دارند به كره.من گفتم: رَبَّنٰا وَ لاٰ تَحْمِلْ عَلَيْنٰا إِصْراً كَمٰا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنٰا... [١٥]،بار خدايا!بر ما منه بار گران،چنان كه نهادى بر آنان كه پيش ما بودند،
[١] .همۀ نسخه بدلها+گفت.
[٤] [٣] [٢] .اساس ندارد،از قم افزوده شد.
[١٣] [١٢] [٧] [٥] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٨٥.
[٦] .قم،آط،مل،آج،لب+گفت.
[٨] .قم،مل:فرّقت.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+بار خدايا رسول تو و.
[١٠] .اساس و قم نمىكنند،با توجّه به ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١١] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١٥٠.
[١٥] [١٤] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٨٦.