روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٣ - ترجمه
خشتى برگيرد،فله كذا و كذا،او را چندين و چندين [١]ثواب باشد.هريكى از صحابه مىرفتند و يكيك خشت [٢]مىآوردند،مگر عمّار كه او مىرفت و دودو خشت مىآورد.رسول-عليه الصّلاة و السّلام-گفت چرا تو دودو خشت مىآرى،كه رنجور شوى!گفت:يا رسول اللّه!واحدة منّى [٣]و واحدة منك [٤]،يكى براى خودم مىآرم و يكى براى تو،چه قدر تو از آن رفيعتر است كه تو را رها كنند تا خشت بردارى و نمىخواهم كه[آن ثواب كه] [٥]گفتى تو را نباشد يكى به نصيب خود مىآرم و يكى به نيابت تو.رسول[-عليه السّلام-گفت:
جزاك اللّه خيرا ،خداى تو را جزاى خير كناد.و رسول-عليه السّلام-او را خبر داد گفت:
سيقتلك [٦]الفئة الباغية و آخر زادك ضياح [٧]من لبن، گفت تو را گروه باغيان كشند و آخر زاد تو شربهاى [٨]شير باشد با آب آميخته،و اين حديث از رسول] [٩]صلّى اللّه عليه و على آله-بيشتر صحابه بشنيدند [١٠]تا روز صفّين عمّار در لشكر اميرالمؤمنين على بود و منادى برآمد و آواز داد [١١]:
يا خيل اللّه اركبى، اى لشكر خداى برنشينى.عمّار پارهاى خطمى بر سر نهاده بود و سر خواست شستن روا نداشت كه چندان [١٢]توقّف كند كه آن خطمى از سر فروشويد.سلاح خواست و بپوشيد و به كالزار [١٣]آمد و اسپ را ناورد مىداد [١٤]و مىگفت:
نحن ضربناكم على [١٥]تنزيله
فاليوم نضربكم على تأويله
ضربا يزيل الهام عن مقيله
و يذهل الخليل عن خليله
أو يرجع الحقّ إلى سبيله
يا ربّ إنّي مؤمن بقيله[١٠٥-پ]
[١] .آط،آج،لب:چندينى.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:و يك خشت.
[٣] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:منك.
[٤] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:منّى.
[٥] .اساس ندارد،از قم،افزوده شد.
[٦] .ديگر نسخه بدلها:ستقتلك.
[٧] .لب:صالح،آز،آج:صياح.
[٨] .ديگر نسخه بدلها:شربت.
[٩] .اساس:ندارد،از قم،افزوده شد.
[١٠] آط،آب،آز:بيشتر بشنيدند،آج،لب:پيش نشنيدند.
[١١] .قم+كه،آط،آب،آز،آج،لب+و گفت.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:چندانى.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:كارزار.
[١٤] .قم:مىزد.
[١٥] .آج،لب:عن.