روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٥ - ترجمه
بكرده است به اين جاى بلند و او پشت به ديوان خلايق بازنهاده است كه در آنجا امور و احوال ايشان است.
ازآنجا برفتم [١]به آسمان پنجم رسيدم [٢].در بزد و بگشادند و مرا تحيّت كردند چنان كه به دگر [٣]درهاى آسمان كرده بودند و من در آسمان پنجم رفتم،مردى را ديدم نشسته و پيرامن او قومى را،و [٤]براى ايشان حديث مىكرد و قصّه مىگفت، گفتم:يا جبريل!اين مرد كيست و اينان كهاند؟گفت:اين هارون است كه محبوب بود به [٥]بنى اسرايل و اين قوم پيرامن او بنى اسرائيلاند امّت او و [٦]موسى.
ازآنجا بر آسمان ششم رفتيم [٧]و جبريل استفتاح كرد و در بگشادند و مرا تحيّت كردند.در آسمان ششم مردى را ديدم نشسته،چون مرا ديد بگريست.گفتم:اى جبريل!اين كيست؟گفت:اين موسى عمران است.گفتم:چرا مىگريد؟گفت:
براى آنكه بنى [٨]اسرايل دعوى كردند كه از او گرامىتر خداى را بندهاى نيست و تو از پس او به سالهاى دراز آمدى [٩]و پايۀ تو اين است،و نيز مىگويد:هر پيغامبرى [١٠]به امّت باشد و نيز امّت تو از امّت او بيشترند و بهتر.
ازآنجا برفتم [١١]به آسمان هفتم و در بزد و بگشادند و مرا تحيّت كردند،هم چونان كه [١٢]آنان كه پيش [١٣]ايشان بودند.در آسمان هفتم مردى كهل ديدم [١٤]بر در بهشت بر كرسيى نشسته.به نزديك او جماعتى نشسته بودند با جامههاى سپيد و رويهاى سپيد و جماعتى ديگر كه در گونههاى [١٥]ايشان كدرتى [١٦]بود برفتند و در آبى رفتند و از آن [١٧]آب خويشتن بشستند،گونۀ ايشان صافى شد بعضى صفا،و ازآنجا برآمدند و
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:برفتيم.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:رسيديم.
[٣] .قم:به ديگر،مل:بر دگر.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:واو.
[٥] .مل:بر.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+امّت.
[٧] .قم:رفتم.
[٨] .همۀ نسخه بدلها بجز مل:بنو.
[٩] .قم:آمدهاى به سالهاى دراز.
[١٠] .آط،آب،آز،آج،لب+را فخر.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:برفتيم.
[١٢] .قم:همچنان كه،ديگر نسخه بدلها:همچنان كه.
[١٣] .مل+از.
[١٤] .قم:مردى را ديدم كهل،آط،آب،آز،آج،لب:مردى كهل را ديدم،مل:چون نگاه كردم مردى كهل را ديدم.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها:گونۀ.
[١٦] .همۀ نسخه بدلها بجز آب:كدورتى.
[١٧] .مل:به آن.