روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٢ - ترجمه
سعى كرده باشند [١]و رضا داده [٢]نكشند [٣]او را.ايشان [٤]جمله كشته شدند و علامتش آن است كه اين خون ساكن شد و آن مرد كه آن [٥]اماننامه داشت بيامد و عرض كرد و او را و اهل البيت او را امان دادند [٦].بختنصّر [٧]بيت المقدّس خراب كرد و بفرمود تا جثّتهاى [٨]آن كشتگان درو [٩]انداختند و او [١٠]وجوه و معروفان بنى اسرايل را به خود به بابل برد به اسيرى،و دانيال در ميان ايشان بود و رأس الجالوت و قومى از فرزندان پيغامبران چون به زمين بابل رسيد،پادشاه بابل مرده بود،او را به پادشاه كردند،و چون دانيال را بديد و بياموزد و عقل و راى و علم و ديانت او بديد،او را اكرام كرد و مقرّب بكرد تا ممكّن [١١]شد.
وهب منبّه [١٢]گفت:بختنصّر در آخر عمرش در خواب ديد صنمى سرش از زر و سينهاش از سيم و شكمش از مس و رانهايش از آهن و پايهاش [١٣]از گل خشك،آنگه سنگى ديد كه از آسمان بيفتاد [١٤]و بر او آمد و آن را پست كرد،آنگه [١٥]آن سنگ بزرگ مىشد تا چندان شد كه از مشرق تا مغرب برسيد و درختى ديد كه بيخ آن در زمين بود و سرش در آسمان،و مردى بر سر آن درخت تورى [١٦]به دست گرفته و مناديى ندا مىكرد كه شاخهاى[١٢٢-پ]اين درخت بزن تا مرغان از او بپراگنند [١٧]و سباع و وحوش از زيرش بشنوند.اين خواب از دانيال بپرسيد.دانيال گفت:تعبير خواب آن است كه اين صنم كه ديدى تويى [١٨]و فرزندان تو و پادشاهانى كه از پس تو باشند.امّا سرش كه از زر بود تويى [١٩]كه بهترين ايشانى،و امّا سينه [٢٠]كه از سيم بود،پسر تو باشد كه از تو به او چندانى فرق باشد كه از تا سيم [٢١]،و امّا شكم او كه از مس بود،
[١] .آط،آب،آز،آج،لب:بود.
[٢] .آب+باشد.
[٣] .آز،آج،لب:بكشند،آط:بكشتند.
[٤] .قم،مل:اكنون.
[٥] .مل:امانت.
[٦] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:داد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:و بختنصّر.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:جيفههاى.
[٩] .مل:فرو،آج،لب:در.
[١٠] .مل:از.
[١١] .آج،لب:تا نزديك او متمكّن.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:وهب بن منيّه.
[١٣] .قم،مل:ساقهاش،آط،آب،آز،آج،لب:ساقها.
[١٤] .قم:بيوفتاد.
[١٥] .مل:آن ساعت.
[١٦] .تور/تبر،آط،آج،لب:تبر،آب،آز:تير.
[١٧] .قم:پر كند.
[١٨] .اساس و قم:توى.
[١٩] .آط،آب،آز،آج،لب:آن تويى.
[٢٠] .مل:سينهاش.
[٢١] .مل:به سيم.