روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٤ - ترجمه
مجهول است.رسول-عليه السّلام-خيمه به در زد.سه چهار ميل از مدينه و در بعضى روايات تا به ذو الحليفة [١]بيامد و منتظر مىبود تا اصحاب مجتمع شوند تا به شام رود چه گمان برد كه جهودان اين به طريق نصيحت [٢]و مودّت [٣]مىگويند.خداى تعالى اين آيت فرستاد.
وَ إِنْ كٰادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ ،اى ارض المدينة[١٤٢-ر].مجاهد و قتاده گفتند:مراد اهل مكّهاند،و مراد به زمين،زمين مكّه است.مجتمع شدند تا رسول را بقهر از مكّه بيرون كنند،و اگر بكردندى خداى ايشان را امهال نكردى به غداى تا خداى پس از آن فرمود رسول را كه:هجرت كند از مكّه به مدينه.
شهر بن حوشب گفت از عبد الرّحمن بن غنم [٤]كه:جهودان بيامدند و گفتند:يا با القاسم [٥]!اگر تو پيغامبرى تو را به شام بايد رفتن [٦]كه آن زمين حشر و نشر است و جاى پيغامبران است.رسول-عليه السّلام-ايشان را باور نداشت [٧]برخاست [٨]به غزا به تبوك رفت و قصد او شام بود.چون به تبوك رسيد،خداى تعالى اين آيت فرستاد: وَ إِنْ كٰادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْهٰا ،و رسول را فرمود تا با مدينه رفت و گفت:محيا و ممات تو اينجاست و مبعث تو از اينجاست، وَ إِذاً لاٰ يَلْبَثُونَ خِلاٰفَكَ ،و آنگه گفت از پس تو ايشان مقام نكردندى و بنماندندى الّا روزگارى اندك.و اهل حجاز و ابو عمرو خواندند:«خلفك»،و باقى قرّاء خواندند:
«خلافك»اعتبارا به قوله: فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلاٰفَ رَسُولِ اللّٰهِ... [٩]،و معنى يكى باشد،قال الشاعر:
عقّب الرّذاذ [١٠]خلافها فكانّها
بسط الشّواطب بينهنّ حصيرا
و مثله قوله: وَ إِذاً لاٰ تُمَتَّعُونَ إِلاّٰ قَلِيلاً . [١١]
سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنٰا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنٰا ،نصب او بر فعلى مقدّر باشد كه لاٰ يَلْبَثُونَ بر او دليل مىكند،يعنى لا يلبثون بعدك الّا قليلا حتّى يهلكوا هلاك من كذّبوا
[١] .آط،آب،آز،آج،لب:ذى الحليفة.
[٢] .همۀ نسخه بدلها بجز قم و مل:«نصيحت»ندارد.
[٣] .قم:تودّد.
[٤] .آط،آب،آز،آج،لب:علم.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:ابا القاسم.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:رفت.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:باور داشت.
[٨] .مل،آج،لب:برخواست.
[٩] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٨١.
[١٠] .آط،آج،لب:المراد.
[١١] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ١٦.