روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٧ - ترجمه
-صلّى اللّه عليه و على آله-گفت:
ما عضهت عضاه الّا بتركها التّسبيح ،گفت:هيچ [١٣٢-پ]درخت تاه [١]بنبرند الّا براى آنكه تسبيح نكند.ابراهيم گفت:طعام تسبيح كند.زيد اسلم روايت كرد از عبد اللّه،كه رسول-صلّى اللّه عليه و على آله- گفت:خبر دهم شما را به چيزى كه نوح-عليه السّلام-پسرش را فرمود.گفتند:بلى يا رسول اللّه!گفت،نوح گفت:يا بنى،بگو:
سبحان اللّه و بحمده ،كه اين نماز خلق است و تسبيح ايشان،و ايشان را به آن روزى دهند.قال اللّه تعالى: وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاّٰ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ ،وهب منبّه [٢]گفت [٣]:بقعه نباشد كه آن را به مسجد كنند و الّا سيصد سال خداى را تسبيح كرده باشد.مقدام بن معدى كرب گفت:خاك خداى را تسبيح كند ما دام تا تر نشده باشد،چون تر شد تسبيح رها كند و مهرگ [٤]تا بر جاى خود باشد تسبيح كند،چون ازآنجا بردارند تسبيح رها كند،و برگ تسبيح كند ما دام تا بر درخت باشد،چون از درخت بيفتد [٥]تسبيح رها كند [٦].و آب تسبيح كند، ما دام تا روان باشد،چون بايستد تسبيح رها كند [٧].و جامه [٨]تسبيح كند ما دام تا نو باشد،چون چركن شود تسبيح رها كند.و وحش تسبيح كند ما دام تا بانگ كند،چون خاموش شود تسبيح رها كند.و جامۀ خلق در اوّل روز ندا مىكند:بار خدايا بيامرز آن را كه مرا [٩]بدل كند.
انس مالك گفت:ما به نزديك رسول بوديم،او كفى سنگريزه برگرفت،آن سنگريزه بر دست او تسبيح كرد،چنان كه ما تسبيح او بشنيديم.آنگه بر دست ما كرد،بر دست ما تسبيح نكرد.ابو يزيد العكلىّ روايت كرد از عمرو بن احب [١٠]،از صادق-عليه السّلام-از پدرانش،كه:رسول-عليه السّلام-بيمار بود،جبريل آمد و از بهشت او را طبقى نار [١١]و انگور آورد.رسول-عليه السّلام-از آن بخورد،بر دست رسول
[١] .آط،آب،آز،آج،لب:تاق.
[٢] .آط،آب،آز،آج،لب:وهب بن منبّه.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+هيچ.
[٤] .كذا:در اساس و آب،مهرگ/مرگ/مرغ.
[٥] .قم،آط،آب،آز،آج،لب:بيوفتد.
[٦] .آج،لب+و مرغ تسبيح كند تا بانگ كند،چون خاموش شود،تسبيح رها كند.
[٧] .آط،آب،مل،آز+مرغ تسبيح كند ما دام تا بانگ كند،چون خاموش شود،تسبيح رها كند.
[٨] .آط،آب،آز،آج،لب+نو.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:ما را.
[١٠] .آج،لب:احسب.
[١١] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:انار.