روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٦ - ترجمه
از سنگ و جوز بود از سنگ،و انواع ميوهها بود از سنگ و مشتى زر و سيم بود سنگ گشته،بر اين اقوال، آيٰاتٍ ،به معنى معجزات و دلالات باشد.و بعضى دگر از مفسّران گفتند:مراد آيات كتاب است.عبد اللّه بن سلمه روايت كرد از صفوان بن عسّال [١]المرادىّ كه جهودى گفت جهودى ديگر را:بيايى تا از اين پيغامبر چيزى بپرسيم.برفتند،رسول را از اين نه آيت پرسيدند [٢].گفت:اين نه آيت آن بود كه، خداى تعالى گفت در تورات كه:شرك مىآرى به خداى [٣]،و خون ناحق مريزى و زنا مكنى و ربا مخورى،و جادوى مكنى،و سعايت مكنى كس را به سلطان،و اسراف مكنى و قذف محصنات مكنى و از زحف مگريزى،و خاصّه بر شما كه جهودانى آن است كه روز شنبه تعرّض ماهى گرفتن مكنى،بوسه بر دست او دادند و گفتند [٤]:
گواهى دهيم كه تو پيغامبرى.رسول-عليه السّلام-گفت:چرا ايمان نيارى؟گفت [٥]:
بدان كه ما را گفتند كه:داود خداى را دعا كرد تا فرزندان او از پيغامبرى خالى ندارد،و ما ترسيم كه اگر به تو ايمان آريم جهودان ما را بكشند، فَسْئَلْ بَنِي إِسْرٰائِيلَ إِذْ جٰاءَهُمْ ،بپرس اى محمّد از بنى اسرايل چون موسى به ايشان آمد،فرعون او را گفت كه:من گمان مىبرم اين موسى كه تو مردى مسحورى،يعنى با تو جادوى [٦]كردهاند.اين قول كلبى است.عبد اللّه عبّاس گفت:مخدوعا،فريفتهاى.محمّد بن جرير گفت:معطىّ علم السّحر،علم سحر دادهاند تو را تا اين چيزها كه مىكنى به سحر و جادوى مىكنى.فرّاء و ابو عبيده گفتند: مَسْحُوراً ،اى ساحرا،مفعول در جاى فاعل نهاد [٧]،كما يقال:هون ميمون و مشئوم [٨]،اى يا من و شائم.بعضى دگر گفتند:
مراد آن است كه: إِنِّي لَأَظُنُّكَ يٰا مُوسىٰ بشر ذا [٩]سحر،اى رية،تو آدميى همچون ما سحر دارى [١٠].تو را بر ما مزيّتى نيست و بر اين قول«ظن»،به معنى علم باشد.
قٰالَ لَقَدْ عَلِمْتَ ،موسى-عليه السّلام-گفت به جواب فرعون:تو مىدانى به
[١] .آط،آب،آز،آج،لب:صفوان بن عبد اللّه،مل:صفوان بن عال.
[٢] .آز:بپرسيدن.
[٣] .آز:خواى.
[٤] .آز:گفتندى.
[٥] .قم،آب،مل،آز:گفتند،كه بر متن مرجّح مىنمايد.
[٦] .آج،لب:جادويى.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:نهاده.
[٨] .آط،آج،لب:مىشوم.
[٩] .آط،آب،آز:بشرا اذا.
[١٠] .آط،آب،آز،آج،لب+يعنى شش.