روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٤ - ترجمه
هٰذِهِ ،اشارت است به آن درمها، إِلَى الْمَدِينَةِ ،به شهر يعنى آن شهر كه كوه بر در آن بود.گفتند:نام او«دفسوس» [١]بود،و گفتند:«افسوس».و گفتهاند:اين شهر است كه آن را«طرسوس»مىخوانند. فَلْيَنْظُرْ ،گو بنگر. أَيُّهٰا أَزْكىٰ طَعٰاماً ،اى اىّ الاطعمة [٢]ازكى و اطيب.و نصب طَعٰاماً ،بر تمييز است.عبد اللّه عبّاس گفت:مراد آن بود كه احلّ [٣]ذبيحة،حلالتر گوشتى كه مسلمانان كشته باشند كه [٤]در آن شهر بعضى مسلمانان بودند و بيشتر گبركان بودند.و بعضى مفسّران گفتند:مراد برنج [٥]بشير بود.
و اصل«زكا»،نما و زيادت بود،قال الشّاعر:
قبائلنا سبع و انتم ثلاثة
و للسّبع ازكى من ثلاث و اطيب
فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ
،بگو تا به شما آرد روزيى و طعامى كه شما را قوت باشد، وَ لْيَتَلَطَّفْ ،و بگو تا رفق و مدارا كند وَ لاٰ يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً ،و نبايد تا كسى را اعلام كند و از كار شما آگاه كند.
إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ ،كه اگر بر شما ظاهر و مطّلع شوند و جاى شما بدانند.
و گفتند،معنى آن است كه:ان يظفروا بكم،يقال:ظهر [٦]عليه،اذا ظفر به.قال اللّه تعالى: فَأَصْبَحُوا ظٰاهِرِينَ [٧]،اى ظافرين. يَرْجُمُوكُمْ ،شما را سنگسار كنند.و گفتند:شما را دشنام دهند و قذف كنند.و گفتند:شما را بكشند.و گفتند:بزنند شما را. أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ ،يا [٨]شما را با دين و كيش خود برند، وَ لَنْ تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً ،آنگه شما فلاح و ظفر و نجات نيابى پس از آن هرگز اگر با دين ايشان شوى.
وَ كَذٰلِكَ أَعْثَرْنٰا ،و همچونين [٩]كه آن ديگر كارها كرديم با ايشان،اطّلاع داديم بر ايشان.يقال:عثرت على الشّىء،اى [١٠]اطّلعت عليه.و اعثرت غيرى،اى اطلعته عليه،يعنى ما مردمان را برايشان اطّلاع داديم و احوال ايشان بر مردم ظاهر كرديم تا بدانند كه وعدۀ خدا حقّ است،يعنى وعدۀ بعث و نشور.و نيز بدانند كه قيامت
[١] .مل:دقينوس.
[٢] .آز:الطّعمة.
[٣] .آب،آز،آج،لب:اجلّ.
[٤] .قم:چه.
[٥] .آز:بزنج.
[٦] .اساس:اظهر،با توجّه به نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .سورۀ صفّ(٦١)آيۀ ١٤.
[٨] .اساس:تا،به قياس نسخۀ قم و اتّفاق نسخ تصحيح شد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:همچنين.
[١٠] .آط،آب،آج،لب:اذا.