روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٩ - ترجمه
اين سورت كه او را به مسجد اقصى بردم چون اين در دلشان [١]قرار گرفت حديث معراج و آنكه او به آسمان شد و به عرش نزديك شد در سورة و النّجم بگفت فى قوله:
ثُمَّ دَنٰا فَتَدَلّٰى، فَكٰانَ [٢]قٰابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنىٰ [٣] .
وَ آتَيْنٰا [٤]مُوسَى الْكِتٰابَ ،آنگه گفت:ما موسى را كتاب داديم يعنى تورات،و وجه اتّصال آيت به [٥]آيت مقدّم آن است كه:كما اسرينا بمحمّد اتينا موسى الكتاب، چنان كه محمّد را به آسمان برديم موسى را كتاب داديم وَ جَعَلْنٰاهُ ،و كرديم آن را، يعنى كتاب تورات را، هُدىً ،بيان و لطف بنى اسرايل[١١٧-پ]و شايد كه ضمير راجع بود با موسى و مراد لطف باشد،چه پيغامبر امّت را لطف بود [٦]تا [٧]«هدى»به معنى هادى بود،كقولهم:رجل عدل و زور و صوم و فطر،لفظ مصدر باشد و معنى [٨]فاعل أَلاّٰ تَتَّخِذُوا ،«ان»مع الفعل در محلّ نصب باشد،بتضمين [٩]هذا الفعل الظّاهر قولا يليق [١٠]به و ينصبه،و التّقدير:و اوحينا اليهم ان لا تتّخذوا،عامّۀ قرّا تتّخذوا خواندند به«تا»ى خطاب و ابو عمرو و عبد اللّه عبّاس و مجاهد خواندند به«يا»و اين اختيار ابو عبيده است.گفت براى آنكه خبر است از ايشان،و در مثل اين جايگاه هر دو روا باشد.
و مثله قوله: قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَ تُحْشَرُونَ... [١١]،هر دو خواندند [١٢]به«تا»و «يا» [١٣]و هر دو محتمل است و معنى دار،ما ايشان را گفتيم و وحى كرديم به ايشان كه وكيلى نگيرند بدون من،يا گفتم [١٤]كه:مگيرى وكيلى بدون من.
ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنٰا ،در نصب او دو وجه گفتند:يكى آنكه مفعول اوّل«لا تتّخذوا»است و التّقدير [١٥]:لا تتّخذوا ذرّيّة من حملنا مع نوح[وكيلا،و وجه دوم آنكه
[١] .قم:ايشان.
[٢] .اساس:و كان،كه با توجّه به ضبط قرآن مجيد اصلاح شد.
[٣] .سورۀ نجم(٥٣)آيات ٨ و ٩.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:قوله و اتينا.
[٥] .قم:بر.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:باشد.
[٧] .قم،مل،آز،لب:يا.
[٨] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:به معنى.
[٩] .اساس:تتضمّن،با توجه به نسخۀ آب تصحيح شد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:فالا يليق.
[١١] .سورۀ آل عمران(٣)،آيۀ ١٢.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:خواندهاند.
[١٣] .قم:هم به«تا»و هم به«يا».
[١٤] .مل،آج،لب:گفتيم.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها:و تقدير آنكه.