روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٣ - ترجمه
وَ لَوْ لاٰ أَنْ ثَبَّتْنٰاكَ ،و اگر نه آنستى كه ما تو را بر جاى بداشتيم به عصمت [١]. لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلاً ،نزديك بود كه ساكن شدى با ايشان.اندكى [٢]از آن اقوال كه گفتيم.
إِذاً لَأَذَقْنٰاكَ ،جواب شرطى محذوف است.يعنى اگر چنان كردى پس بچشانيدمانى [٣]تو را ضعف عذاب الحياة،دوچندان عذاب كه در حيات باشد،و دوچندان عذاب [٤]كه در ممات باشد.يعنى عذاب مضاعف كردمانى تو را در دنيا و آخرت از عظم موقع اين معصيت و كثرت وقوع مفسدت [٥]عند آن از ضلال مردمان.
قتاده گفت:چون [٦]آيت آمد رسول-عليه السّلام-دعا كرد و گفت:
اللّهمّ لا تكلنى الى نفسى طرفة عين، بار خدايا مرا با من مگذار يك چشم زخم. ثُمَّ لاٰ تَجِدُ ،آنگه گفت:اگر چنين بودى تو بر ما يارى و پشتى نيافتى كه تو را بر ما يارى كردى و عذاب [٧]ما از تو بازداشتى.
وَ إِنْ كٰادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ ،و اين«ان»نيز مخفّف است از ثقيله.
براى اين،«لام»با او ملازم [٨]است و نزديك بود كه تو را سبك گردانند از زمين لِيُخْرِجُوكَ مِنْهٰا ،تا تو را ازآنجا بيرون كنند،يعنى [٩]زمين مدينه.كلبى گفت:مراد آن است كه چون رسول-عليه السّلام-از مكّه به مدينه آمد.جهودان را خوش نيامد آمدن رسول-عليه السّلام-به آنجا.و دانستند كه از او بلا كشند.گفتند:يا محمّد،نه تو پيغامبرى [١٠]؟گفت:بلى گفتند:پس تو دانى كه اين نه [١١]زمين پيغامبران است [١٢]و زمين پيغامبران شام است و ابراهيم آنجا بود [١٣]و ديگر پيغامبران.اگر تو پيغامبرى تو را به شام بايد رفتن [١٤]و اگر تو را آنجا از روم خوفى باشد خداى تو را نگاه دارد اگر پيغامبرى و آن زمين مقدّسه است و اين [١٥]جا نه جاى پيغامبران است چه اين شهرى
[١] .مل:توفيق.
[٢] .آط،آب،آز،آج،لب:اندك.
[٣] .آط،آج،لب:بچشانيدى،مل:بچشانيديى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و آج:عقاب.
[٥] .آط،آب،آز،آج،لب:مضرّت.
[٦] .قم،آب،آز+اين.
[٧] .آط،آب،آز،آج،لب:حق.
[٨] .قم،آز:لازم.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل+از.
[١٠] .مل:پيغمبر،آز:پيغامبر مايى.
[١١] .آب،آز:«نه»ندارد.
[١٢] .آب،آز:نيست.
[١٣] .قم:بودى.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها بجز قم و مل:رفت.
[١٥] .آب،آز،آج،لب:آن.