روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥١ - ترجمه
تفضيل دادم و شرح صدر كردم تو را و بار گران از تو فرونهادم [١]و امّت تو را بهتر [٢]امّتان كردم و امّت تو را امّتى وسط كردم و ايشان را اوّل و آخر كردم، فَخُذْ مٰا آتَيْتُكَ وَ كُنْ مِنَ الشّٰاكِرِينَ [٣]،آنچه تو را دادم بستان و از جملۀ شاكران باش [٤].
آنگه با من چيزهايى گفت كه مرا نفرمود [٥]كه با شما گويم.آنگاه بر من و بر امّت من پنجاه نماز فرض كرد [٦].چون برگشتم مرا برآن رفرف سبز نهادند تا به سدره [٧]فرود آمدم.جبريل را مىديدم از پس پشت خود به دل چنان كه از پيش روى مىديدم او را به چشم.جبريل مرا گفت:بشارت باد تو را اى محمّد كه تو بهترين خلقانى و گزيدۀ خداى [٨]از پيغامبران خدا [٩].آنچه خدا تو را داد كس را نداد از[فريشتگان مقرّب و پيغامبران مرسل و تو به جايى رسيدى كه هيچكس از اهل آسمان و زمين آنجا نرسيد گوارنده باد تو را اين كرامت،و آنچه تو را داد از] [١٠]رفع منزلت.اين بستان و خداى را برآن شكر كن كه او [١١]شاكران را دوست دارد.
آنگه جبريل گفت:يا محمّد!بيا [١٢]تو را به بهشت برم و با تو نمايم آنچه خداى تو را نهاده است تا تو را رغبت بيفزايد در آخرت و زهادت بيفزايد در دنيا.آنگه فرود مىآمديم [١٣]از باد سبكتر و از تير سريعتر تا به بهشت رسيديم.به فرمان خداى مرا دل ساكن شد و هوش با من آمد و جبريل را مىپرسيدم [١٤]از آن عجايبى كه در علّيّين ديده بودم از درياها و آتشها و نورها و جز آن.او گفت:سبحان اللّه!آن سرا پردههاى حرس [١٥]ربّ العزّه [١٦]كه به عرش او محيط است آن پردهاى است ميان خلايق و ميان عرش و حجابهايى از نور و اگر نه آن حجابها استى،هرچه زير عرش است از نور عرش بسوختى و آنچه تو نديدى بيشتر است و عجبتر.من گفتم:
سبحان اللّه العظيم ما اكثر عجايب خلقه.
[١] .مل:و با دگران از تو فرق نهادم.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:بهترين.
[٣] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٤٤.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٥] .مل،آج،لب:بفرمود.
[٦] .قم:فريضه كرد.
[٧] .قم+المنتهى.
[٨] .قم،آط:خدايى.
[٩] .قم،آط:خداى.
[١٠] .اساس افتادگى دارد،از قم افزوده شد.
[١١] .قم:خداى.
[١٢] .قم،آط،آج،لب:بياى.
[١٣] .قم:آمديم.
[١٤] .قم:پرسيدم.
[١٥] .مل:حرير.
[١٦] .همۀ نسخه بدلها+است.