روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٥ - ترجمه
عرب[بساط] [١]خود را حصير خوانند [٢].
إِنَّ هٰذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ ،گفت:اين قرآن هدايت كند و راه نمايد و لطفل باشد به طريقتى و ملّتى كه آن راستتر [٣]است و مستقيمتر [٤]، وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ ،و مژده [٥]دهد مؤمنان را كه عمل صالح[كنند به آنكه ايشان را مزدى بزرگ و ثوابى عظيم بود بر عمل صالح كه] [٦]كرده باشند [٧].
وَ أَنَّ الَّذِينَ لاٰ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ أَعْتَدْنٰا لَهُمْ عَذٰاباً أَلِيماً ،و نيز خبر مىدهد كه:
آنان را كه به قيامت ايمان ندارند ما نهادهايم و بجارده [٨]براى ايشان عذابى سخت دردناك.
وَ يَدْعُ الْإِنْسٰانُ بِالشَّرِّ ،و دعا مىكند آدمى دعاى بد،يعنى نفرين.همچنان كه دعاى خير كند يعنى در حال ضجارت و ملالت بر خويشتن و بر ديگران از فرزندان و اقرباى خود،و اگرچه در وقت دوم پشيمان بود.و اين قول عبد اللّه عبّاس است نحو قوله [٩]:اللّهم العنه و اهلكه و دمّر عليه،و اگر خدا اجابت كند بر او سخت آيد.و قول ديگر آن است كه:آدمى به تعجيل طلب چيزهايى كند كه او را بتر باشد به گمان انتفاع،چنان كه دعا كند به آنچه او را بهتر باشد،و آيت در معنى جارى مجراى آن بود كه گفت: وَ عَسىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ [١٠]...، وَ كٰانَ الْإِنْسٰانُ عَجُولاً ،و آدمى هميشه شتابزده بوده است.بعضى مفسّران گفتند مراد آن است كه:
در جمله كارها مستعجل است.و بعضى دگر گفتند،مراد آن است كه:آدمى عجول است در دعاى بد كه وقت دوم برآن پشيمان باشد.اين قول مجاهد است و جماعتى مفسّران.عبد اللّه عبّاس گفت:عجول است،يعنى ضجر است،صبر ندارد بر سرّاء و ضرّاء.بعضى دگر مفسّران گفتند:مراد به انسان،آدم است.سلمان پارسى [١١]گفت:
خداى تعالى از آدم،اوّل سرش بيافريد كه حواس بر اوست تا او مىنگريد و ديگر اندامهاى او مىآفريد و او اعتبار مىگرفت.و نماز ديگر بود،خداى تعالى پايهاى او را
[١] .اساس ندارد،از قم،افزوده شد.
[٢] .آط،آب،آز،آج،لب:خواند.
[٣] .قم،آز:راست.
[٤] .قم+بود.
[٥] .آج،لب:مزد.
[٦] .اساس،ندارد،از قم افزوده شد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها بجز مل:كنند.
[٨] .قم،آط،آب،مل،آج،لب:بيجارده.
[٩] .قم+عليه السلام.
[١٠] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢١٦.
[١١] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:فارسى.