روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٧ - ترجمه
خطاب كرد با آن كافران،گفت: أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيٰاءَ مِنْ دُونِي ،او را و فرزندان او را به دوستى [١]گرفتى دون من، وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ ،ايشان شما را دشمناند.
«واو»،حال راست.
حسن گفت [٢]جنّيان جمله،عن آخرهم فرزندان ابليساند.مجاهد گفت:ابليس را چند فرزند بود،«لا قيس»است و«ولهان»و ايشان صاحب طهارت و نمازاند كه بنى آدم را منع و تثبيط كنند از طهارت و نماز،و«هفاف»است و«مرّه»،و مرّه آن است كه ابليس را به او كنيت كنند و«ابو مرّه»خوانند او را و«زلنبور»است و او صاحب اسواق است،به هر بازارى رايتى دارد،مردم بازار را بر فتنه و فساد حمل كند.و«ثبر» [٣]است و او صاحب مصائب است كه مصيبت رسندگان را بر جزع و جامه دريدن حمل كند،و«اعور»است و او صاحب ابواب زنان [٤]است،دعوت كند با زنا كردن [٥]،و«مسوط» [٦]است و او صاحب اخبار است،خبرها دروغ افگند كه آن را اصلى نبود.و«داسم» [٧]است و او آن است كه چون مرد در خانه شود سلام نكند و نام خداى نبرد و چون طعام خورد نام خداى نبرد تا با او طعام خورد.
مجالد [٨]روايت كرد از شعبى كه گفت:روزى حمّالى بيامد و خنبى در پشت گرفته و بنهاد و مرا گفت:شعبى تويى؟گفتم:آرى.گفت:ابليس را زن بود؟ گفتم:به آن عرس [٩]من حاضر نبودم.دگرباره اين آيتم ياد آمد: أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ ، دانستم كه فرزند بىزن نباشد،گفتم:بلى زن بود او را و فرزندان.
قتاده گفت:ايشان را توالد باشد چنان كه بنى آدم را.ابن زيد گفت:آدم، «ابو البشر»است و ابليس،«ابو الجنّ»،و آدمى نيست الّا با او يكى است از فرزندان ابليس كه او را اغرا و اغوا مىكند. بِئْسَ لِلظّٰالِمِينَ بَدَلاً ،بد بدل است ابليس و فرزندانش كافران را از خداى تعالى كه فرمان او رها كند و فرمان ايشان پيش گيرند.
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:به دوستان.
[٢] .آب،آز+جملۀ شياطين.
[٣] .مل:بتر.
[٤] .آط،آب،آز:زنا.
[٥] .مل+و از خانه به در رفتن.
[٦] .قم:مبوط،با توجه به ديگر نسخه بدلها آورده شد.
[٧] .آط،آج:داسمها،لب:در اسم.
[٨] .قم،آز،آج،لب:مخالد،كه با توجه به ديگر نسخ تصحيح شد.
[٩] .مل:عروس.