روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٦ - ترجمه
بخوان نامهات [١]بس باد به تو [٢]امروز بر تو محاسب [٣].
هركه راه يابد [٤]براى خود راه يابد و هركه گمره شود [٥]گمره شود بر خود و بر نگيرد [٦]برگيرندۀ بار ديگرى،و نبوديم ما عذابكننده تا نفرستيم [٧]پيغامبرى را.
قوله: سُبْحٰانَ الَّذِي أَسْرىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلاً ،«سبحان»مصدر است از بناى سبّح يسبّح تسبيحا و سبحانا.و نصب او بر مصدر است،و تقدير او آن است كه:اسبّح الّذى اسرى بعبده سبحانا.آنگه فعل بيفگند و مصدر را اضافت كرد با مفعول،و مثله:وعد اللّه،و كتاب اللّه،أى وعد اللّه وعدا [٨]و كتب كتابا.جز كه اين جا اضافۀ مصدر است با فاعل [٩]،و أبو عبيده گفت،أهل مدينه گفتند:سبحان اسمى است به جاى مصدر نهاده چون كفران،و قال اميّة بن أبى الصّلت:
سبحانه ثمّ سبحانا نعوذ به
و قبلنا سبّح الجوديّ و الجمد
و بعضى دگر گفتند:نصب او بر نداست،و التقدير:يا سبحان اللّه،و معنى او تنزيه باشد و تبعيد از هرچه لايق نباشد به او [١٠].طلحة بن عبد اللّه گفت از رسول -عليه السّلام-پرسيدم كه:معنى سبحان اللّه چه باشد؟گفت:
تنزيه اللّه من كلّ سوء، دور بكردن از خداى هر بدى،و به معنى نماز آمده است،كقوله: فَلَوْ لاٰ أَنَّهُ كٰانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ [١١]،أى من المصلّين،و نماز نافله را سبحه گويند.و در حديث آمده است:كان ابن عمر[يصلّى] [١٢]سبحته فى المسجد الّذى يصلّى فيه المكتوبة،يعنى عبد اللّه عمر نماز نافله هم در آن مسجد كردى كه نماز فريضه كردى.و به معنى
[١] .قم:نامۀ خويش را.
[٢] .قم:بس است به تن تو،آط،آج،لب:بسى تو،آب:بس است نفس تو.
[٣] .قم:شماركننده.
[٤] .آط،آج،لب:راه نمايد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها بجز آز:گمراه شود،قم+بهدرستى كه.
[٦] .آب+هيج.
[٧] .آج،لب:بفرستيم.
[٨] .آط،آب،آج،آز،آج،لب:وعد وعدا.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:اضافت مصدر با فاعل است.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها بجز قم+به او لايق نباشد.
[١١] .سورۀ صافّات(٣٧)آيۀ ١٤٣.
[١٢] .اساس:ندارد،از قم،افزوده شد.