روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٤ - ترجمه
آن ميوهدار است و زير او شاخآور است [١].و اين نه كلام آدميان است:قوله: إِنَّ اللّٰهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسٰانِ امر به عدل،بر سبيل وجوب است و احسان بر سبيل ندب و در آيت دليل است بر آنكه امر از حكيم هم به واجب باشد و هم به مندوب. وَ إِيتٰاءِ ذِي الْقُرْبىٰ ،در تفسير اهل البيت چنان است كه مراد به«ذى القربى»اهل بيت رسولاند-عليه السّلام و الصّلاة-و مراد«ايتاء»دادن خمس است آنجا كه گفت:
فَأَنَّ لِلّٰهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبىٰ... [٢] ،و گفتهاند: وَ يَنْهىٰ عَنِ الْفَحْشٰاءِ ، مراد معصيتى است كه مرد كند با نفس خود كه ظاهر نبود بر ديگران،و«منكر» معصيتى بود كه ظاهر بود [٣]بر ديگران تا [٤]بر ايشان واجب بود كه از آن نهى كنند.و بغى معصيتى باشد متعدّى به غيرى،و اين لفظ بليغتر است در اين معنى از ظلم،چه ظلم هم بر نفس خود باشد و هم بر غير.و در اين قول جواب است از سؤال سائل،اگر گويند [٥]:نه فحشا و منكر و بغى يكى باشد چرا تكرار كرد؟ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّٰهِ إِذٰا عٰاهَدْتُمْ ،خداى تعالى در اين آيت مكلّفان را فرمود كه چون عهد [٦]كنى با خدا به آن عهد وفا كنى و آن عهد كه وفا كردن [٧]واجب بود به آن هر فعلى باشد نيكو كه او عهد كند در آن با خداى و نذر كند كه بكند يا نكند و برآن عزم كرده باشد وفا به آن [٨]واجب بود و خلاف آن نشايد كردن.أمّا چون چيزى به از آن پيش آيد به نزديك فقهاء كفّارت عهد و سوگند بكند و به نزديك ما بر او كفّارت نباشد. وَ لاٰ تَنْقُضُوا الْأَيْمٰانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهٰا ،و سوگند را نقض مكنى. بَعْدَ تَوْكِيدِهٰا ، پس ازآنكه استوار و مؤكّد كرده باشى [٩]،و«توكيد»لغت اهل حجاز است،فانّهم يقولون:وكّدت الأمر توكيدا.و لغت اهل نجد:اكّدت تأكيدا.نهى است ما را از نقض عهد و مخالفت سوگند-الّا ما أخرجنا لدليل [١٠]من نذر المعصية و عهدها.و در آيت دليل است بر آنكه نذر معصيت را وفا واجب نبود و منعقد نباشد،چه اگر منعقد
[١] .قم:برآور است.
[٢] .سورۀ انفال(٨)آيۀ ٤١.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:شود.
[٤] .قم:يا.
[٥] .قم:گويد.
[٦] .قم:عهدى.
[٧] .قم،آط،آب،آز+آن.
[٨] .آط،آج،لب:برآن.
[٩] .همۀ نسخهها.بجز قم:بكرده باشيد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:اخرجه الدّليل.