روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٠ - ترجمه
قوله: وَ آتَيْنٰا ثَمُودَ النّٰاقَةَ مُبْصِرَةً ،و ما داديم قوم صالح را ناقه كه خواستند ظاهر و روشن،گفتند: مُبْصِرَةً [١]،اى مضيئة [٢]بيّنة،كقوله: وَ النَّهٰارَ مُبْصِراً... [٣]اى،مضيئا.
و قيل: مُبْصِرَةً ،اى مبصّرة،به بصيرت رساننده آن را كه در او نظر كنند.و گفتند:
مُبْصِرَةً ،اى ذات ابصار على وجه النّسبة،كقولهم:امرأة حائض و طاهر و طامث و طالق،اى ذات هذه الامور،و معنى هم آن باشد كه مبصرة.
و زجّاج روايت كرد كه در شاذّ خواندند:مبصرة،على وزن مفعلة،به معنى مفعوله،اى،يبصرها النّاس و يتحقّقها.فرّاء گفت:مبصرة،اى موضع ابصار و استدلال
كقوله-عليه السّلام: الولد مبخلة مجبنة،قال:و الكفر مخبثة لنفس المنعّم.
فَظَلَمُوا بِهٰا ،ظلم كردند،يعنى كفر آوردند به آن.اين ظلم به معنى كفر است به قرينۀ[با] [٤]،لأنّه لا يقال ظلمت به انّما يقال ظلمته.كفر آوردند به او و او را پى بكردند [٥]، وَ مٰا نُرْسِلُ بِالْآيٰاتِ ،و ما آيات و دلالات نفرستيم [٦]الّا بر وجه تخويف و انذار و ترسانيدن،تا بترسند و ايمان آرند.قتاده گفت:خداى تعالى بندگان را مىترساند به آنچه خواهد از آيات تا باشد كه انديشه كنند و با درگاه او شوند.و در خبر است كه در كوفه زلزلهاى ببود،و عبد اللّه مسعود آنجا بود،گفت:اى بندگان خداى!انّ اللّه يستعتبكم فاعتبوه.خداى تعالى توبه بر شما عرض مىكرد توبه كنى و شما را با رضاى خود مىخواند،او را به توبه و طاعت خشنود كنى.
وَ إِذْ قُلْنٰا لَكَ ،ياد كن اى محمّد!چون گفتيم كه:خداى تو محيط است به مردمان.در او دو قول گفتند:يكى آنكه علم او محيط است به احوال بندگان،داند كه هركس چه كند و چه گويد،و مستحقّ چه باشد،و يكى آنكه خلقان در قبضۀ قدرت اويند،از مشيّت او برون نتوانند شدن [٧]،كقوله: وَ اللّٰهُ مِنْ وَرٰائِهِمْ مُحِيطٌ [٨]، يعنى از ايشان انديشه مدار و آنچه تو را گفتهاند برسان، وَ مٰا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنٰاكَ إِلاّٰ فِتْنَةً لِلنّٰاسِ ،و ما نكرديم آن خواب كه با تو نموديم،الّا فتنه و امتحان و آزمايش.
[١] .قم،آط،آب:مبصرا.
[٢] .قم:مضيّا،آط،آب،آز:مضيّئة.
[٣] .سورۀ يونس(١٠)آيۀ ٦٧ و سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ٨٦ و سورۀ مؤمن(٤٠)آيۀ ٦١.
[٤] .قم:بها.
[٥] .قم:واو با ابى كردند.
[٦] .آط،آب،آز،آج،لب+الّا تخويفا.
[٧] .آط،آب،آز،آج،لب:بيرون نتوانند شد.
[٨] .سورۀ بروج(٨٥)آيۀ ٢٠.