روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦١ - ترجمه
معنى،و هو ما يخرج من الشّجر من الثّمر،براى آن تذكير كرد. سَكَراً ،قومى گفتند:
مراد به«سكر»خمر است و به روزى نيكو سركه است و دوشاب و خرما و ميويز [١]و آنچه حلال است از آنچه از خرما و انگور گيرند.گفت:از او خمر مىگيرى و روزى نيكو.و آنان كه اين قول گفتند،گفتند:اين آيت پيش از تحريم خمر آمد،هنوز خمر حرام نبود براى آنكه نشايد كه خداى تعالى به حرام منّت نهد چه حرام محظور و ممنوع باشد،و در آيت دليل است بر آنكه حرام روزى نباشد كه چرا [٢]حرام را قسمتى كرد و روزى را قسمتى.اگر حرام روزى باشد [٣]اين قسمت محال باشد.و اين قول كه گفتيم كه مراد به«سكر»خمر است،قول عبد اللّه مسعود است و عبد اللّه عمرو سعيد جبير و ابو رزين و ابراهيم و حسن و مجاهد و كلبى و ابن أبى ليلى.و يك روايت از عبد اللّه عبّاس كه گفت:«سكر»آن است كه از ميوۀ ايشان حرام است و رزق حسن آنچه حلال باشد [٤]قتاده گفت:اما«سكر»خمرهاى[اعاجم] [٥]باشد و روزى نيكو اين سركه و دوشاب.شعبى گفت:«سكر»آن باشد كه بازخورند و رزق حسن آنچه بخورند [٦]،آن را بر مشروب [٧]تفسير داد و اين را بر مأكول.
عوفى روايت كرد از عبد اللّه عبّاس كه او گفت:حبشه سركه را«سكر»خوانند.
بعضى دگر گفتند:«سكر»نبيذ مسكر [٨]باشد از نقيع [٩]خرما و مويز [١٠]چون [٩٦-پ]سخت شود و عصير مطبوخ.و اين قول ضحّاك و شعبى است [١١]به روايت مجالد و قول نخعى و ابو روق است.والبى گفت از عبد اللّه عبّاس كه:«سكر» نبيذ التّمر باشد.و گفت:رسول-صلّى الله عليه و على آله-گفته است:خمر آن بود كه از انگور گيرند و سكر از خرما و نقيع [١٢]از انگبين و مرز [١٣]از گاورس [١٤].ابو عبيده
[١] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:مويز.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:خداى،آز+تعالى.
[٣] .قم:بودى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:است.
[٥] .اساس:ندارد،از قم،افزوده شد.
[٦] .آط،آج،لب:نخورند.
[٧] .آط:مشرب.
[٨] .آج،لب:سكر.
[٩] .آج،لب:نفع.
[١١] [١٠] .قم:ضحّاك است و شعبى.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:بتع.
[١٣] .قم،آط:مزر،كه بر متن راجح مىنمايد.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها+و غبيرا از گندم.و من كه رسولام،نهى مىكنيم شما را از هرچه مستى كند.