روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٦ - ترجمه
برخيز و بر ايشان سلام كن،برخاست [١]و سلام كرد،جواب ندادند.و عمر نيز سلام كرد،جواب ندادند و سلمان و أبو ذر سلام كردند،نيز جواب ندادند.اميرالمؤمنين على بر [٢]خاست [٣]و به در غار فراز شد و گفت:السّلام عليكم ايّها الفتية.گفتند:و عليك السّلام و رحمة اللّه [٤].گفت:من رسول رسول خدايم-محمّد مصطفى-صلّى اللّه عليه و على آله-به شما.دعوت مىكنم شما را با او و با دين مسلمانى.گفتند:مرحبا به و بك آمنّا و صدّقنا،گفت:رسول خداى شما را سلام مىكند.گفتند:على محمّد رسول اللّه السّلام ما دامت السّماوات و الارض و عليك بما بلّغت.آنگه گفتند:رسول خداى را از ما سلام كن و درود ده كه ما با خوابگاه خود رفتيم تا آنگه كه مهدى از اهل بيت محمّد خروج كند و ما در زمرۀ او باشيم.اميرالمؤمنين گفت:چرا جواب ايشان ندادى؟گفتند:ما را گفتهاند كه:جواب ندهيم الّا پيغامبرى را يا وصىّ پيغامبرى را.آنگه گفتند:ما با خوابگاه خود رفتيم و تو را وداع مىكنيم.اميرالمؤمنين باد را گفت:بساط بردار.باد بساط برداشت و با مسجد رسول آورد و جبريل آمد و رسول را خبر داد به آنچه رفت ميان ايشان.رسول-عليه السّلام-على را گفت:يا على من گويم يا تو گوى؟گفت:يا رسول اللّه آن نكوتر كه تو گوى.رسول-عليه السّلام- ايشان را خبر داد به آنچه رفته بود [٥]،فذلك قوله: إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ ،ياد كن اى محمّد چون آن جوانمردان با غار شدند.
سدير [٦]الصيرفىّ روايت كرد از باقر-عليه السّلام-كه او گفت:اصحاب الكهف صيرفيان [٧]بودند.يقال:اوى اليه يأوي،اذا انضمّ اليه و صار اليه و اويته الىّ،اى ضممته الىّ.و«كهف»،شكافى باشد در كوه،و جمعه كهوف.گفتند:نام آن غار جبرم بود. فَقٰالُوا رَبَّنٰا آتِنٰا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً ،گفتند:بر خدا بده ما را از نزديك تو و از خزاين رحمت تو رحمتى، وَ هَيِّئْ لَنٰا مِنْ أَمْرِنٰا رَشَداً ،و بساز ما را از كار ما رشدى و صلاحى.عبد اللّه عبّاس گفت،معنى آن است كه:با ما الطافى كن كه عند آن طلب رضاى تو كنيم،و به روايتى دگر هم از او رَشَداً ،اى مخرجا من الكهف [١٥٧-ر]،ما را به سلامت از اين غار بيرون بر.و گفتند: رَشَداً ،اى صوابا.و الرّشد
[٣] [١] .آب،آز،آج،لب:برخواست.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل+پاى.
[٤] .قم+و بركاته.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل+ميان ايشان.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:سديد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:صيارفيان.