روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٥ - ترجمه
آن معصومان را از كردۀ تو شرم خواهد بودن تو را از كردۀ خود شرم نيست!باش تا فردا كه تو را در موقف محاسبت بدارند، وَ لَوْ تَرىٰ إِذِ الْمُجْرِمُونَ نٰاكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ... [١]،سرها در پيش افگنده،روى آن ندارند [٢]كه سر بردارند و چشم آن ندارند كه چشم باز كنند،بر راست نگرند انبيا را بينند،و بر چپ نگرند اوصيا را بينند[از پيش نگرند ملائكۀ مقرّب را بينند] [٣]قاضيى كه رشوت نگيرد،گواهان [٤]كه ميل نكنند، ترازويى كه در او شططى نباشد،شمارى كه در او غلطى نباشد،محاسبى كه او را سهو نباشد،خطابى كه در او لغو نباشد.آن بيچاره در چنان حالتى [٥]بر چنان مثالى هيچ فريادرس ندارد و هيچ منفّسى [٦]ندارد جز اميد به رحمت خداى و شفاعت معصومانى كه او امروز خود را بر فتراك ولايت ايشان بسته است،اميد آن را كه فردا نسبتش با او و دعوتش با او كنند كه، يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُنٰاسٍ بِإِمٰامِهِمْ ،اميد است كه بدوش [٧]بازخوانند و نامش از جريدۀ او برخوانند.بيمارى را چاره از طبيب گشايد.به شرط آنكه طبيب بيمار نبود،چه اگر طبيب بيمار بود او را نيز طبيبى بايد [٨]طبيب يداوي و الطّبيب مريض
محمّد بن سنان روايت كند از علىّ بن موسى الرّضا-عليهما السّلام-كه او گفت:
يك روز مردى به نزديك من آمد و گفت:يا ابن رسول اللّه!من تو را و پدران تو را دوست دارم،دوستيى [٩]كه به احسان نيفزايد [١٠]و با ساءت كم نشود،فردا قيامت مرا هيچ سود دارد؟گفت:بلى كه مرا روايت است از پدرانم از زين العابدين علىّ بن الحسين كه او گفت:روز قيامت بندهاى را بيارند از شيعت ما كه او از دنيا برفته باشد،على أسوأ الحال و حسابش برآرند،حقتعالى فرمايد كه:به دوزخش برند [١١]،او گويد:بار خدايا را [١٢]!مرا وسيلتى هست به نزديك تو.گويد چيست آن وسيلت؟گويد:دوستى محمّد و آل محمّد.حقتعالى گويد:نعمت الوسيلة،نيك [١٣]وسيلت است اين،و
[١] .سورۀ سجده(٣٢)آيۀ ١٢.
[٢] .قم:ندارد.
[٣] .اساس ندارد،از قم،افزوده شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:گواهانى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:حالى.
[٦] .اساس:متنفّس،با توجه به نسخۀ آط،تصحيح شد.
[٧] .آط،آج،لب:بدويش.
[٨] .آز+شعر.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:دوستى.
[١٠] .آز:بيفزايد.
[١١] .قم:بريد.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:بار خدايا.
[١٣] .قم:بزرگ.