روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٥ - ترجمه
نبينم،و اين پيغام بر دست برادرى فرستاد از آن عيّاش،برادر او بود كه از مادر و كافر بود و كافرى دگر با او بود او ازآنجا كه بر مادر مهربان بود گفت:بروم و مادر را ببينم [١].صحابه او را گفتند:مرو كه مادرت چون گرسنه شود [٢]طعام بخورد [٣]و چون از آفتابش [٤]رنج بود با سايه شود [٥].گفت:بروم و با برادر [٦]كه فرعون نام بود [٧]و كافر [٨]، در راه افتاد و با كافرى ديگر [٩]مكّى،چون به ميانۀ راه رسيدند،آن كافران تيغ برآهختند [١٠]و گفتند:اگر به محمّد كافر شوى،و الّا [١١]تو را بكشيم او چون ديد كه حال حال إكراه است كلمت كفر بإكراه بر زبان راند،خداى تعالى آيت فرستاد.
مقاتل گفت:آيت در جبير [١٢]آمد بندۀ عامر الحضرمىّ كه او مسلمان بود و سيّدش او را بر كفر إكراه مىكرد،او براى دل سيّد اظهار كلمت كفر كرد و دلش به ايمان ساكن بود.خداى تعالى در حقّ او اين آيت فرستاد و پس از آن خواجۀ او نيز ايمان آورد،ايمان او نيكو بود.
قوله: وَ لٰكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً ،و لكن آنكس كه دل خود [١٣]مشروح كرده باشد به كفر و دل بازگشاده بر قبول كفر.و اين عبارت است ازآنكه [١٤]او عمد [١٥]و قصد كند به كفر و عامدا كافر شود، فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ ،در اول ضمير با لفظ بود [١٦]و در دوم با معنى،براى آن [١٧]يكى موحّد است و يكى مجموع،بر ايشان خشم باشد از خدا،و خشم از خداى ارادت عقاب بود به مستحقّش [١٨]. وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِيمٌ ،و ايشان را عذابى عظيم بود،و در آيت دليل است بر آنكه ايمان و كفر به
[١] .همۀ نسخه بدلها+و بازآيم.
[٢] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:بود.
[٣] .اساس:نخورد،با توجّه به قم و اتّفاق نسخهها تصحيح شد.
[٤] .آب،آز:آفتاب.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+او.
[٦] .آط،آج،لب:برادرى.
[٧] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:داشت.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+بود.
[٩] .آب،آز:كافر ديگر.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:بر آهيختند.
[١١] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:و اگر نه.
[١٢] .قم:جبر،آط:حر،آج،لب:خبر.
[١٣] .لب+را.
[١٤] .قم:آنكس كه،آط،آب،آز،آج،لب+آنكس كه.
[١٥] .قم:عهد.
[١٦] .همۀ نسخه بدلها:برد.
[١٧] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[١٨] .قم:مستحقّش را،آج،لب:به مستحق.