روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٥ - ترجمه
آنچه نخواهد نباشد،و اين به [١]خلاف مذهب شماست؟جواب گوييم كه:اين بر تأويل باشد،چنان كه اجماع امّت است بر اطلاق آنكه:لا مردّ لامر اللّه،فرمان خداى را رد نيست،چنان كه تأويل اين كردند بر آنكه صورت خبر است و مراد نهى،يعنى لا تردّوا امر اللّه،و الواجب ان لا يردّ،همچونين آن كلمت مأوّل است بر آنكه :ما شاء اللّه من فعل نفسه او من فعل غيره على سبيل الاكراه كان و ما لم يشأ من هذين لم يكن،آنچه خواهد از فعل خود به اختيار و از فعل غيرى به مشيت اكراه لا محال [٢]بباشد،و آنچه نخواهد بر اين وجه نباشد. لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ ،قوّت نيست مگر به خداى،چه بر خلق قدرت [٣]جز خداى قادر نيست.قديم-جلّ جلاله-قادر است به خود،و هذا معنى قولنا:قادر لنفسه او لما هو عليه فى نفسه،و هر قادر كه جز اوست به اقدار او قادر است،تا او قدرتش ندهد قادر نباشد.پس اين است معنى آنكه: لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ .
انس مالك روايت كند كه،رسول-صلّى اللّه عليه و على آله-گفت:هركه چيزى ببيند كه او را نيكو در چشم آيد بگويد: مٰا شٰاءَ اللّٰهُ لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ ،چشم بد به آن چيز نرسد. إِنْ تَرَنِ أَنَا ،اگر مىبينى مرا كمتر از تو به مال و فرزندان.و«انا»،دو وجه را محتمل است،يكى تأكيد ضمير متّصل را،و يكى آنكه فصل باشد،چنان كه گفت [٤]:كنت انا القائم و كنت انت [٥]الخارج.و«اقلّ»،منصوب است بر آنكه مفعول دوم«ترن» [٦]است،و مٰالاً وَ وَلَداً ،نصب هر دو بر تمييز است.و عيسى بن عمر در شاذّ خواند:انا اقلّ،به رفع بر ابتدا و خبر،آنگه جمله در محلّ نصب باشد [١٦٤-ر]بر مفعول دوم«ترن» [٧].
فَعَسىٰ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ ،اميد است كه خداى من مرا بدهد بهتر از بستان تو،براى آنكه مرا با او ايمان و اعتقاد است. وَ يُرْسِلَ عَلَيْهٰا حُسْبٰاناً مِنَ السَّمٰاءِ ،و فروفرستد بر بستان تو حسبانى از آسمان.قتاده و ضحّاك گفتند:عذابا.عبد اللّه عبّاس گفت:
آتشى.ابن زيد گفت:قضايى از خداى تعالى بخشم.اخفش گفت:تيرى [٨]ناوكى، واحدها حسبانة.و گفتند:براى اين تير ناوكى [٩]را حسبان خوانند،و حسبان،حساب
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:بر.
[٢] .آط،آب،آز،آج،لب:لا محاله.
[٣] .آز،آج،لب:قوّت.
[٤] .آب+گفت.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:كنت انا.
[٧] [٦] .اساس:ترنى،به قياس آط،تصحيح شد.
[٨] .آب،آز:تير.
[٩] .آب،آز،آج،لب:ناوك.