روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٩ - ترجمه
بكشد.ضحّاك گفت:اين آيه به مكّه فرود آمد.و رسول-عليه السّلام-به مكّه بود و اين اوّل آيتى است كه در شأن قتل فرود آمد.مشركان صحابۀ رسول را مىكشتند.
خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت:اگرچه [١]ايشان شما را مىكشند نبايد تا كينۀ آن شما را حمل كند بر آنكه پدر و برادر و خويش از [٢]قاتل را بكشى كه او جانى باشد [٣]و اگرچه مشرك باشد و اين آيت پيش از سورت برائت آمد كه در او مردمان را فرمودند [٤]كه: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ [٥].سعيد جبير گفت:معنى آن است كه به يك كشته دو را يا بيشتر بازمكشى.و قتاده گفت و طلق بن حبيب [٦]و ابن كيسان:مراد آن است كه قاتل را مثله مكنى.و در خبر است كه چون عبد الرحمن ملجم را كه قاتل اميرالمؤمنين [٧]بود پيش او بردند،گفت:
ان عشت رايت فيه رأيى و ان متّ فاقتلوه فى [٨]ضربة بضربة و لا تمثّلوا بالرّجل فانّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و على آله نهى عن المثلة و لو بالكلب العقور، گفت:اگر من زنده مانم رأى خود در او بينم و اگر بميرم بكشى او را ضربهاى به ضربهاى [٩]و مثله مكنى او را كه رسول -عليه السلام-گفت:مثله مكنى و اگر همه سگ گزنده را بود إِنَّهُ كٰانَ مَنْصُوراً ، مجاهد گفت:در دنيا منصور است به قصاص و در آخرت به ثواب يعنى عوض [١٠].
وَ لاٰ تَقْرَبُوا مٰالَ الْيَتِيمِ إِلاّٰ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ .و گرد مال يتيم مگردى،الّا بر وجهى كه نيكوتر باشد ازآنكه به او تصرّف كنند و تجارت كنند تا او را در آن نفعى باشد حَتّٰى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ ،تا آنگه كه [١١]او به بلوغ رسد،و اختلاف [١٢]مفسّران در معنى أَشُدَّهُ برفت.بعضى گفتند:بلوغش باشد و بعضى گفتند:هژده [١٣]سال باشد و قول اوّل درستتر است كه چون بالغ شود كمال عقلش پديد آيد و رشدش ظاهر شود. وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كٰانَ مَسْؤُلاً ،و وفا كنى به عهد كه از عهد بخواهند پرسيدن شما را.گفتند:مراد به عهد،وصيّت است در حقّ يتيم و مال او بعضى دگر گفتند:مراد
[١] .آط،آب،آز:چند.آج،لب:چندان.
[٢] .آط،آب،آز،آج،لب:اين.مل:آن.
[٣] .همۀ نسخه بدلها بجز مل:نباشد.مل:نيست.
[٤] .آط،آب،مل،آز،آج،لب:فرمود.
[٥] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٥.
[٦] .آط،آج،لب:طلق بن حسين.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+على.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:بى.
[٩] .مل،آز،آج،لب:ضربة بضربة.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:به عوض.
[١١] .آط،آب،آج،لب:تا آنكه او.
[١٢] .مل:خلاف.
[١٣] .آج،لب:هيژده.