روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٨ - ترجمه
گفت:براى آن فرمود گفتن: إِلاّٰ أَنْ يَشٰاءَ اللّٰهُ ،تا مردم ايمن [١]باشند ازآنكه دروغ نيست آنچه مىگويند،چه اگر مطلق گويد،ايمن [٢]نباشد كه مانعى از موانع پيدا شود و آن خبر دروغ بود.
و وجهى دگر آن است كه گفتند:معنى آن است كه: إِلاّٰ أَنْ يَشٰاءَ اللّٰهُ ،ان يميتنى او يعجزنى،الّا كه خداى كه [٣]مرا بميراند يا عاجز كند يا ملجا [٤].
و وجهى ديگر آن است كه گفتند: أَنْ يَشٰاءَ اللّٰهُ ،در كلام براى آن است تا كلام را منع كند از نفوذ [٥]و مطلق نباشد كه اين خبر غيب را مىماند،چنان كه در سوگند آرند تا منع كند از حنث [٦]و وقوع سوگند.اما سؤال مجبّران [٧]بر اين كه: لِشَيْءٍ ،عامّ است بر طاعت و معصيت و مباح برافتد،بايد تا خداى مريد باشد همه را،جواب گوييم:اين وجوه كه گفتيم،جواب است از اين سؤال،خصوصا جواب فرّاء.دگر آنكه :آيت وارد است مورد خشوع و خضوع و انقطاع با خداى.و به معصيت و مباح فزع نكنند با خداى،نبينى كه به اجماع مستقبح دارند بل روا ندارد [٨]هيچ مسلمان كه گويد:انا از نى غدا ان شاء اللّه،من فردا زنا كنم انشاءاللّه،دگر آنكه:غرض گوينده از اين،لطف و تسهيل است،نبينى كه فرق نباشد ميان آنكه گويد:انا افعل كذا ان شاء اللّه،و ميان آنكه گويد:اگر خداى توفيق دهد من چنين كنم.
دگر آنكه فرقى [٩]نباشد ميان آنكه گويد:من چنين كنم انشاءاللّه و ميان آنكه گويد:اگر در اجل تأخير باشد من چنين كنم،و اگر خداى فروگذارد،من چنين كنم.و اين جمله دليل آن است كه اين لفظ بر وجه فزع و انقطاع گويد با خداى تعالى،و اين در معصيت بنرود.و در آيت دليل است بر آنكه:لفظ «شىء»،اجرا كنند بر معدوم،براى آنكه خداى آن را كه فردا خواهد بودن شىء خواند.دگر آنكه امرونهى تعلق ندارد الّا به معدوم[١٦٠-ر]اكنون بدان كه استثنا به مشيّت [١٠]را در كلام اثر است در تخصيص او و منع او از نفوذ،و در طلاق
[٢] [١] .قم:امن.
[٣] .قم،آط،آب،مل،آز+خواهد.
[٤] .قم:ناملجا.
[٥] .آج،لب:نفور.
[٦] .مل:حيث.
[٧] .آط،آج،لب:مجبره،آب،آز:مجيران،مل:مخيران.
[٨] .آط،آب،آج،لب:ندارند.
[٩] .قم،آط،لب:فرق.
[١٠] .آط،آز،آج،لب:استثناى مشيّت.