روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٩ - ترجمه
إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى ،به مسجد دورتر،يعنى به مسجد بيت المقدّس.براى آنش [١]«أقصى»خواند كه دو[ر]تر مسجدى است كه آن را زيارت كند. اَلَّذِي بٰارَكْنٰا حَوْلَهُ ،آن مسجد كه ما بركه كرديم [٢]بر پيرامن [٣]آن.گفتند:از جويها و آبها و درختان ميوه خواست.مجاهد گفت:براى آنش مبارك خواند كه مقرّ أنبياء بود و مهبط فريشتگان و وحى خداى تعالى.و آن صخره و سنگ كه خداى تعالى خلقان را روز قيامت از او حشر كند [٤]آنجاست، لِنُرِيَهُ مِنْ آيٰاتِنٰا ،تا با او نماييم از آيات و علامات و عجايب ما، إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ،كه او خداوندى شنوا و بيناست.
اما قصّۀ معراج قصّهاى دراز است و در او اختلاف بسيار كردهاند [٥]،و روايات واهى ضعيف.و ما آنچه معتمد است بر سبيل اختصار بگوييم-إن شاء اللّه تعالى.
بدان كه مسلمانان خلاف كردند در معراج:بعضى نفى كردند [٦]،و گفتند:نبود و رفتن رسول-عليه السّلام-بيشتر تا به بيت المقدس نبود كه ظاهر قرآن بيش از اين نيست،و آن معتزلياناند [٧]-و جماعتى دگر گفتند:رسول-عليه السّلام-اين در خواب ديد،و آن نجّاريانند [٨].و بعضى حشويان گفتند:روح او به معراج بردند و تن او در مكّه [٩]بود.و آنچه درست است آن است كه رسول-عليه السّلام-را به آسمان بردند به نفس و تن او و آسمانها به او عرضه [١٠]كردند و بهشت و دوزخ بر او عرض كردند و او معاينه بديد چنان كه گفت:[١١١-ر]
عرضت علىّ الجنّة حتّى هممت ان اقطف من ثمراتها و عرضت علىّ النّار حتّى اتّقيت حرّها بيدى، چنان كه در سياقت قصّه بيايد.
امّا سياقت [١١]قصّه به روايت انس بن مالك و ابو هريره و عبد اللّه عبّاس و عائشه و
[١] .آط،آج،لب:بر آنش.
[٢] .قم:بركت كردهايم،آط،آج،لب:بركت كرديم،آز:بركت گردانيم.
[٣] .آط،آب،آج،لب:پرامن.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:كنند.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:ندارد،قم+و نيز حشو بسيار آوردهاند،ديگر نسخه بدلها+و در او حشو بسيار آوردهاند و خلاف بسيار كردهاند.
[٦] .آط،آج،لب:بعضى گفتند:نبود و نفى كردند،آب،آز:بعضى گفتند و نفى كردند.
[٧] .آط،آج،لب:معتزلهاند.
[٨] .اساس:نجار باشد،با توجه به نسخۀ قم و اتفاق همۀ نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .قم:به مكّه.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:عرض.
[١١] .آط:ساقت.