روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥١ - ترجمه
جنساند:فريشتگان [١]و آدميان و جنّيان،اگر پيغامبران را فضل بودى بر فريشتگان [٢]، نگفتى: عَلىٰ كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنٰا ،بل گفتى:على من خلقنا،او على جميع من خلقنا، و اين معتمد نيست براى آنكه حقتعالى در آيت اكرام و تفضيل،جملۀ بنى آدم گفت و ما نگفتيم همۀ آدميان از فريشتگان بهترند و انّما [٣]پيغامبران را-عليهم السّلام- گفتيم كه از فريشتگان بهترند.ديگر آنكه اگر تسليم كنيم كه براى آن على كثير گفت،تا فريشتگان از او بدر شوند،گوييم:در تفضيل [٤]مراد آدميانى باشند كه نه پيغامبرانند و پيغامبران در [٥]تفضيل بر فريشتگان مستثنىاند به ادلّۀ ديگر،و جواب معتمد از اين آن است كه مراد به لفظ كثير،عموم و جمله است چنان كه گويند:
كثيرا ما يفعل [٦]فلان كذا،و كثيرا ما يقول،چون عادت او آن باشد كه آن گويد و آن كند [٧]،و الدّليل على هذا قوله تعالى: هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلىٰ مَنْ تَنَزَّلُ الشَّيٰاطِينُ [٨]،الى قوله: وَ أَكْثَرُهُمْ كٰاذِبُونَ [٩]،و مراد جمله شياطيناند و عكس هذا قولهم:انّ فلانا لقليل النظير [١٠]،و قلّ ما رأيت مثله،اى عديم النّظير [١١]و ما رأيت مثله.كلبى گفت:
بنى آدم مفضّلند [١٢]بر هرچه خداى آفريد،مگر بر طايفۀ فريشتگان و آن جبريل و ميكايل و اسرافيل و عزرائيل [١٣]است و جماعتى كرّوبيان،و اين قول برآن تأويل باشد كه مراد به كَرَّمْنٰا بَنِي آدَمَ ،آدميانى باشند كه پيغامبران از آن [١٤]مستثنا باشند.زيد اسلم گفت در اين آيت كه:فريشتگان خداى را گفتند:بار خدايا!تو آدميان را [١٥]در دنيا انواع نعمت دادى كه از آن مىخورند و تنعّم و تمتّع مىكنند،ما را عوض آن در آخرت بده.خداى تعالى گفت:من فرزندان او را كه: خَلَقْتُ بِيَدَيَّ [١٦]،تولّاى خلق او بهخودىخود كردم و راست نكنم با آنان كه ايشان را گفتم:«كن» [١٧]ببودند و اين قول آنكس باشد كه تفضيل پيغامبران گويد بر فريشتگان.جز كه اين
[٢] [١] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:فرشتگان.
[٣] .مل:امّا.
[٤] .آط،آب،آج،لب:در اين تفضيل بر فرشتگان.
[٥] .قم:به.
[٦] .آط،آب،آز،آج،لب:يعمل.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+هميشه.
[٨] .سورۀ شعراء(٢٦)آيۀ ٢٢١.
[٩] .سورۀ شعراء(٢٦)آيۀ ٢٢٣.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:النظر.
[١١] .مل:النظر.
[١٢] .آط،آب،آز،آج،لب:متفضّلند.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:عزرائيل.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها:ايشان.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها:بنى آدم.
[١٦] .سورۀ ص(٣٨)آيۀ ٧٥.
[١٧] .قم:بباشيد.