روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٠ - ترجمه
نرسد و من گوشت آن نخورم.و تقرّب به من آن باشد كه پرهيزكار باشند و دست كشيده دارند از خون ناحق ريختن كه دستهاى ايشان از آن آلوده است و جامههاى ايشان از آن رنگين.مسجدها مىنگارند و پاكيزه مىكنند و دلهاى ايشان پليد است،و تنهاى ايشان مدنّس است،مرا چه حاجت است به مسجد نگاشتن و آن جاى نشست من نيست!و بناهاى آن رفيع كردن و مرا در آنجا آمد و شد [١]نيست.من فرمودم تا مسجدها رفيع كنند به ذكر من و تسبيح من و عبادت و نماز براى من.مىگويند اگر خداى قادر بودى بر آنكه دلهاى ما را الفت دهد بدادى،و اگر توانستى تا دلهاى ما را علام كردى بكردى.
اى شعيا!دو چوب بگير خشك [٢]و آن را به مجمع ايشان بر و آن چوبها برابر ايشان بدار.بگو كه:اى چوبها،خداى شما را مىفرمايد تا يكى شوى.همچنان كرد.
آن دو چوب يك چوب گشتند [٣].خداى تعالى گفت:بگو ايشان را كه من قادرم بر آنكه دو چوب خشك را كه عقل ندارند [٤]الفت دهم قادر نباشم بر آنكه ميان شما الفت دهم؟و چگونه نتوانم تا دلهاى شما را اعلام كنم [٥]و دلهاى شما من نگاشتهام و [٦]آفريده.مىگويند ما روزه مىداريم،روزۀ ما پذرفته [٧]نمىشود و نماز مىكنيم و نماز ما مقبول نمىشود،و صدقه مىدهيم صدقۀ ما نماز و زكا [٨]نمىپذيرد [٩].دعا مىكنيم بمانند نالۀ مرغان و مىگوييم [١٠]به آواز،به آواز بهايم و از [١١]ما مسموع نيست و دعاى ما اجابت نمىكنند [١٢]بترس [١٣]از اينان تا چه منع است از اجابت دعاى ايشان؟ نه من اسمعالسّامعينام و ابصر النّاظرين و اقرب المجيبين و ارحم الرّاحمين [١٤]،! [١٢٠-ر]براى آن است كه خزانۀ [١٥]من كم شده است تا دستهاى من از خير بسته
[١] .آط،آب،آز،آج،لب:آمد شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:دو چوب خشك بگير.
[٣] .آط،آب،آز،آج:گشت.
[٤] .آط،آب،آز،آج،لب:ندارد،همۀ نسخه بدلها+ميان ايشان.
[٥] .مل:آگاه كنم.
[٦] .آب،آز+من،آج،لب+من تو را.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:پذيرفته.
[٨] .قم:زكا و نما،آط،آب،آز،آج،لب:زكات.
[٩] .همۀ نسخه بدلها بجز مل+و.
[١٠] .قم،آب،مل،آز:مىگرييم.
[١١] .قم،آب،مل،آز:آواز ما،آط:آوازمان.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:كند،مل:اجابت نيست.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:بپرس.
[١٤] .آب،آز+اين نه.
[١٥] .آط،آب،آز،آج،لب:خزينه.