روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٢ - ترجمه
راست امروز كس را نيست.گفت:من برخيزم و ايشان دو صف كشيده پيش من و من در ميان ايشان بروم و پيش خداى روم و دستورى خواهم،چون دستورى يابم به روى درآيم پيش خداى-عزّ و جل.حقتعالى گويد:سر بردار و بخواه تا چه مىخواهى تا بدهند تو را.و شفاعت كن تا ببخشند.من سر بردارم و خداى را بستايم به تحميدى كه مرا آموخت.آنگه شفاعت كنم چندانى كه مرا حد بر زده باشند به من بخشند باز دگرباره مراجعت كنم و پيش خداى تعالى به روى درآيم.خداى تعالى گويد:سر بردار و بگو تا بشنوند و بخواه تا ببخشند و شفاعت كن تا قبول كنند من دگرباره به شفاعت درآيم.از خداى تا به حدّى شفاعت كنم و قبول افتد و من ايشان را به بهشت فرستم،دگرباره به روى درآيم و شفاعت خواهم گويند:سر بردار و بخواه،بخواهم،جهانى ديگر را به من بخشند.بار چهارم گويم:بار خدايا!جماعتى ماندهاند كه ايشان را قرآن محبوس بكرده است.يعنى به حكم قرآن محبوساند.به حق چندانى شفاعت مىكنم تا هركس را كه گويندۀ«لاالهالااللّه»باشد و در دل او مقدار جوى ايمان بوده باشد بخواهم و به من بخشند،تا چندانى شفاعت كنم كه در دوزخ جز كافرى [١]محض نماند.
يزيد بن صهيب الفقير گفت:من مردى برنا بودم و بر راى خوارج بودم كه «فاسق»را كافر گويند،بر خاستم با جماعتى بسيار به حج رفتيم.چون به مدينۀ رسول آمديم [٢]،جابر عبد اللّه انصارى را ديدم پشت به ستونى بازداده و ذكر دوزخيان مىكرد من از سر جوانى گفتم:يا صاحب رسول اللّه اين چه حديث است كه تو مىگوى و خداى تعالى مىگويد: رَبَّنٰا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النّٰارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَ مٰا لِلظّٰالِمِينَ مِنْ أَنْصٰارٍ [٣]و مىگويد. كُلَّمٰا أَرٰادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهٰا أُعِيدُوا فِيهٰا... [٤]، مرا گفت:اى جوان تو قرآن دانى؟گفتم:آرى.گفت:مقام محمود خوانده هستى [٥].
رسول را عليه السّلام فى قوله تعالى: عَسىٰ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقٰاماً مَحْمُوداً ،گفتم:
آرى آنچه مقام است؟گفت:آن مقامى است كه خداى تعالى او را آنجا بدارد و به شفاعت او خلايقى [٦]را از دوزخ بيارد.آنگه در اين حديث گرفت و آنچه از رسول
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:كافر.
[٢] .آط،آب،آز،آج،لب:در آمديم،مل:آمدم.
[٣] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٩٢.
[٤] .سورۀ سجده(٣٢)آيۀ ٢٠.
[٥] .آط،آب،آز،آج،لب:خواندۀ هستى،مل:خواندهاى.
[٦] .آط،آج،لب:خلقى.