روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٠ - ترجمه
تو،و آنگه كه اينهمه كرده باشى،گمان چنان است كه هم تو را باور نداريم ما.
رسول-عليه السّلام-برفت ازآنجا،ابو جهل گفت با [١]جماعت:شنيدى آنچه ما بر محمّد عرضه كرديم و هيچ قبول نكرد و او بههيچوجه از دشنام ما و دشنام خدايان ما و تسفيه احلام ما و تضعيف آراى ما بازنخواهدايستادن ؟من هيچ چاره نمىدانم با او الّا آنكه فردا چون او آيد و روى به كعبه كند در نماز چون به سجده شود،سنگى بردارم [٢]به آن مقدار كه توانم گرفتن [٣]و بر سر او زنم و او را بكشم و از جور او بازرهيم ما و همه جهان.رسول-عليه السّلام- ازآنجا دلتنگ بازگشت [٤]و خداى تعالى اين آيات فرستاد به تسليت رسول-عليه السّلام.
وَ قٰالُوا ،گفتند اين كافران كه ما ذكر ايشان كرديم: لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ ،ما تو را باور نداريم و به تو نگرويم [٥]، حَتّٰى تَفْجُرَ لَنٰا ،تا بنگشايى براى ما از زمين چشمهاى آب،چنان كه بر روى زمين روان گردد.كوفيان خواندند:حتّى تفجر به فتح«تا»و ضمّ [٦]«جيم»مخفّف،من فعل يفعل از ثلاثى مجرّد،و حجّت ايشان آن است كه ينبوع واحد است.و باقى قرّاء به تشديد«جيم»خواندند از بناى تفعيل،امّا دوّم اعنى قوله: فَتُفَجِّرَ الْأَنْهٰارَ ،مقريان خلاف نكردند در تشديد آن،براى آنكه انهار جمع است.و جمع دليل تكثير كند،نحو قوله تعالى: وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوٰابَ... [٧]و ينبوع، يفعول باشد،من نبع الماء اذا خرج [٨]من الارض نبوعا.و اين بنا براى مبالغت گويند، چون يعسوب و يعفور [٩]،و جمعه ينابيع.و الفجر،الشّق و التّفجير،تكثير منه و منه:
الفجر للصّبح لأنّه ينشقّ،و منه الفجور لأنّه خروج الى الفساد بشقّ عمود الحقّ.
أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ عِنَبٍ ،يا تو را بستانى باشد بسيار درخت،كه درختان او زمين را بپوشد از آفتاب،از درختان خرما و انگور و آنگه تو جويها در او روان كنى در ميان آن درختان.و نصب خِلاٰلَهٰا ،بر طرف است و نصب اَلْأَنْهٰارَ ،بر مفعول به است،و نصب تَفْجِيراً ،بر مصدر.و بيان كرديم كه از پى فعل مصدر چرا آرند.امّا للتّأكيد و تحقيق الفعل،او لبيان كيفيّة الفعل،و او لبيان العدد.
[١] .آط،آب،آز،آج،لب:اى.
[٢] .قم:برداريم.
[٣] .قم:بر توانم گرفتن.
[٤] .آز:با گشت.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:بنگرويم.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:به فتح و ضمّ.
[٧] .سورۀ يوسف ١٢ آيۀ ٢٣.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل اذا اخرج.
[٩] .قم،مل:يعقوب.