روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧١ - ترجمه
به الاوّلون و الآخرون،و او را برآن مقام تمنّا كنند اوّلينان و آخرينان.عبد اللّه مسعود را پرسيدند از اين،گفت:مقام خلّت است.حذيفة بن اليمان را پرسيدند كه:مقام محمود چيست؟گفت:فرداى قيامت خلايق را در صعيدى بدارند.هركس سخن نيارد گفتن،اوّل كسى كه او را بخوانند رسول ما باشد-صلّى اللّه عليه و على آله-چون او را بخواند او گويد:
لبّيك و سعديك و الخير فى يديك و الشّر ليس اليك و المهدىّ من هديت و عبدك بين يديك منك و بك و لك و اليك لا ملجأ و لا منجى منك الّا اليك تباركت و تعاليت سبحانك ربّ البيت.فذلك قوله: عَسىٰ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقٰاماً مَحْمُوداً .
قتاده روايت كرد [١]از انس مالك از رسول-عليه السّلام-كه او گفت:روز قيامت مؤمنان گناهكار مجتمع شوند.خداى تعالى ايشان را الهام دهد تا گويند:
بياى تا شفيعى انگيزيم به خداى تعالى،تا باشد كه مرا از اين مقام برهاند.آنگه بيايند،به نزديك آدم آيند [٢]و گويند:يا آدم صفى!تو بندهاى كه خداى تعالى تو را برگزيد و به دست قدرت خودت [٣]بيافريد و فريشتگان را پيش تو به سجده [٤]آورد و تو را نامها بياموخت،اگر شفاعت كنى خداى را براى ما.آدم گويد:لست هناك [٥]،من اين پايه ندارم،مرا خود خطيئتى هست كه از آن شرم مىدارم.ازآنجا بيابند به [٦]نوح آيند.گويند اى نوح!تو اوّل پيغامبرى كه خداى تعالى او [٧]را به كافّه خلقان فرستاد، اگر شفاعت كنى ما را.گويد:من اين پايه ندارم،به ابراهيم روى [٨].به نزديك ابراهيم خليل آيند،و گويند:ما را شفيع باش به نزديك خداى تعالى،گويد:لست هناك، من اين قوّت [٩]ندارم،به موسى روى [١٠].بيايند به موسى آيند،او نيز جواب دهد [١١]همچونين[٤٤-ر]به عيسى آيند او گويد:اين پايه [١٢]كس را نباشد مگر محمّد را، كه او سيّد اوّلين و آخرين است.ايشان پيش [١٣]من آيند و پيش من صف كشند و مرا گويند:اى سيّد اولين و آخرين!ما را شفيع باش به نزديك خداى كه آن پايه كه تو
[١] .قم:كند.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٣] .آج،لب:خود.
[٤] .آط،آب،آز،آج،لب:به سجود.
[٥] .آط،آب،آز،آج،لب+نيستم.
[٦] .آط،آب،آز،آج،لب:بر.
[٧] .آط،آب،مل،آز:ترا.
[١٠] [٨] .آب،مل،آز،آج،لب:رويد.
[٩] .قم:پايه.
[١١] .آط،آب،آز،آج،لب+كه به عيسى رويد.
[١٢] .مل:پايه و منزلت.
[١٣] .قم:به نزد.