روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٦ - ترجمه
را به دعاى عزير زنده كرد و ازآنپس مدّتى در نعمت بودند و ذلك قوله: ثُمَّ رَدَدْنٰا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ -الآيه.اين قصّه بختنصّر است و بدايت كار او و سبب هلاكش، جز آن است كه بيشتر اهل سير و تواريخ و اخبار انبيا برآنند كه اوّل گفتيم كه بختنصّر به كالزار [١]بنى اسرايل.آنگه آمد كه:ايشان شعيا را بكشتند در [٢]عهد ارميا بن [٣]حلقيا [٤]و آن وقعة الاولى [٥]بود.
آنگه حقتعالى گفت: فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ أُولاٰهُمٰا بَعَثْنٰا عَلَيْكُمْ عِبٰاداً لَنٰا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ ،يعنى بختنصّر و لشكر او.و گفتند:از عهد ارميا و تخريب بختنصّر بيت المقدس را تا به قتل يحيى زكريّا،چهارصد [٦]سال بود و شصت و يك سال.براى آن [٧]گفتند:از عهد خراب بيت المقدس تا آنگه كه آبادان كردند [٨]در عهد كيرش [٩]ابن احشو [١٠]برش [١١]اصفهبد [١٢]بابل از قبل بهمن بن اسفنديار هفتاد سال بود و از آنگاه كه آبادان كردند تا آنگاه كه اسكندر رومى بستد و حوز [١٣]كرد با ملك خود هشتاد و هشت سال بود و از مملكت [١٤]اسكندر تا به مولد يحيى زكريّا-عليهما السّلام-سيصد و شصت [١٥]سال بود و آنچه صحيح و معتمد است در اين باب،آن است كه محمّد بن اسحاق بن يسار روايت كرد كه:چون بنى اسرايل با شام رفتند و بيت المقدس آبادان كردند-پس ازآنكه بختنصّر خراب كرده بود،و بنى اسرايل را به برده برده و عزير فرمان يافته بود-بنى اسرايل احداث بسيار كردند و خداى بر ايشان نعمت مىكرد و پيغامبران را مىفرستاد و اعذار و انذار مىكرد و ايشان بر اين نمىفزودند [١٦]كه خداى تعالى گفت: فَرِيقاً كَذَّبُوا وَ فَرِيقاً يَقْتُلُونَ [١٧].تا به آخر پيغامبران كه فرستاد به ايشان زكريّا بود و يحيى و عيسى-عليهم السّلام.و اينان از نبيره [١٨]داود بودند،زكريّا
[١] .همۀ نسخه بدلها:كارزار.
[٢] .آز:و در.
[٣] .آط،آج،لب:ارمياى بن.
[٤] .آط،آب،آج،لب:حلفيا،آز:خلفيا،مل:خلقيا.
[٥] .قم:واقعة،مل:وقعۀ اوّل.
[٦] .قم،آط+و شصت و يك سال.
[٧] .آط،آج،كردن.
[٨] .قم،آط،آب،آز،آج،لب+كه.
[٩] .آط،آب،آز،آج،لب:كرش.
[١٠] .قم،آب،اخشو،مل:احسو.
[١١] .آط،آج،لب:برس.
[١٢] .قم:اصپهبد.
[١٣] .قم:چوز،آط،آج،لب:حور،آز:حو،آب:چو.
[١٤] .آط،آب،آز،آج،لب:ملك،مل:ملكت.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها+سه.
[١٦] .قم+مگر تكذيب پيغامبران و كشتن ايشان چنان.
[١٧] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٧٠.
[١٨] .آط،آز،آج،لب:نبيرگان.