روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٣ - ترجمه
يابد] [١].دنيا همچنين است بر كس [٢]بنماند.دگر آنكه [٣]بر يك حال بنماند،چون در جاى بازدارند،لون و طعم و رايحتش متغيّر گردد،دنيا همچنين بر يك حال بنماند،يكبار اقبال كند و يكبار ادبار.دگر آنكه،آب در جاى بدارند،روزى چند بماند بازخوشد،بهرى به زمين فروشود و بهرى هوا ببرد،دنيا همچنين است، روزى چند بماند و باز فانى شود.دگر آنكه،آب ممكن نباشد كه كسى در او شود و بعضى از آن آب در او نگيرد و تر نشود،دنيا همچنين است،هيچكس نباشد كه از فتنه و بليّت او سلامت ياود [٤].دگر آنكه،چون آب به اندازه بود نفع [٥]كند،چون از اندازه بشود،همه مضرّت بود.اما درست آن است كه خداى تشبيه دنيا كه كرد به اين جمله،حديث كرده به آب باران كه از آسمان بيايد در وقت ربيع و بر زمين آيد و از زمين نبات برويد،تا فصل ربيع باشد و هوا به اعتدال بود و باران مىآيد و نبات سبز مىباشد،چون فصل تابستان درآيد و باران از آسمان نيايد،آن نبات بخوشد [٦]و زرد شود و بيوفتد [٧]و باد آن را در جهان پراگنده كند.و آنكه اوّل گفتم،سخن اهل تذكير است.
قوله: وَ يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبٰالَ ،و ياد كن اى محمّد آن روز [٨]كه ما كوهها را به رفتن آريم. وَ تَرَى الْأَرْضَ بٰارِزَةً ،و تو زمين را ظاهر بينى در او هيچ كوهى و بنايى و حصنى و شهرى و عمارتى نباشد،همۀ زمين ساده بود.گفتند: وَ تَرَى الْأَرْضَ بٰارِزَةً را معنى آن است كه:ما باطن زمين را ظاهر كنيم،برگردانيم تا آنچه در بطن او بود بر ظهر آيد.و گفتند:مراد آن است كه،مردگان را از او برانگيزيم. وَ حَشَرْنٰاهُمْ ،و ما خلقان را جمع كنيم و برانگيزيم و هيچكس را رها نكنيم كه حشر نكنيم.
در خبر مىآيد كه:چون روز قيامت باشد و اسرافيل صور دردمد،خداى تعالى اين كوهها را به رفتن آرد تا بر زمين مىروند،آنگه بادى درآيد و آن را بردارد و در هوا برد [٩]بهمانند پشم زده،و ذلك قوله: وَ تَكُونُ الْجِبٰالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ [١٠].
[١] .از آط،افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:كسى.
[٣] .آط،آب،مل،آز+آب.
[٤] .آط،آب،آز:يابد.
[٥] .آب،آج،لب:نافع.
[٦] .آط،آب،آز،آج،لب:خشك شود.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:بيفتد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:روزى.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:ببرد.
[١٠] .سورۀ قارعه(١٠١)آيۀ ٥.