روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٤ - ترجمه
ابن كثير و ابو عمرو خواندند:يسيّر الجبال،به فتح«يا»و رفع جبال بر فعل مجهول،و باقى قرّاء:نسيّر على الخبر منه تعالى على وجه التّعظيم.
وَ عُرِضُوا عَلىٰ رَبِّكَ صَفًّا ،و اين خلقان را عرضه كنند بر خداى تو صف صف.و گفتند:صفّا،اى قياما.در كلام محذوفى هست و التّقدير:ثمّ يقال لهم،پس گويند ايشان را.ظاهر عام است و معنى خاص،يعنى كافران را گويند همچنان آمدى به نزديك ما كه ما اوّل آفريديم شما را.گفتند:معنى تشبيه در كَمٰا ،آن است كه همچنان زنده آمدى كه اوّل آفريديم شما را و آن استبعاد زنده شدن امروز زائل است.
بعضى دگر گفتند:بر ما برهنه آمدى همچنان كه در دنيا برهنه آمدى.و گفتند:
غرلا،همچنان ختنهناكرده آمدى،بيانش
قوله-عليه السّلام: يحشر النّاس يوم القيمة حفاة عراة غرلا، گفت:پاى برهنه و تن برهنه و ختنهناكرده باشند.در خبر است كه عائشه گفت:يا رسول اللّه!و زنان نيز برهنه باشند؟گفت:آرى.گفت:وا سوأتاه، وا رسوائيا!رسول-عليه السّلام-گفت:روز قيامت هركسى را چندانى در پيش باشد از اهوال قيامت كه نداند كه مرد كدام است و زن كدام، لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ [١].
بَلْ زَعَمْتُمْ ،بل دعوى كردى شما كه كافرانى كه شما را وعدهگاهى نخواهد بودن و معاد و مرجعى نيست كه شما براى جزا با آنجا شوى.
قوله: وَ وُضِعَ الْكِتٰابُ ،و بنهند نامه،يعنى نامههاى اعمال خلقان به حاضر كنند،تو گناهكاران را بينى ترسان از بيم آنچه در آن نامه باشد.چون نامه به دست ايشان دهند و فرونگرند،همه عملهاى خود بينند از نيك و بد در او ثبت كرده، گويند: يٰا وَيْلَتَنٰا ،اىواى بر ما!اين چه نامه است كه هيچ گناه خرد و بزرگ در او رها نكردهاند و الّا در اين نامه جمع كردهاند و برشمرده! اهل علم در«صغيره»و«كبيره»خلاف كردند،عبد اللّه عبّاس [٢]گفت:تبسّم صغيره باشد و قهقهه كبيره،و اين بر سبيل مثل گفت.سعيد جبير گفت:صغيره چشم زدن و اشارت كردن و لمس كردن باشد،و كبيره زنا.و مشايخ معتزله گفتند:صغيره هر گناهى باشد كه عقاب آن در جنب اجتناب كباير محبط شود،و اين مذهب را بنا بر احباط باشد،[چون احباط باطل بود،اين حدّ باطل باشد] [٣].و به نزديك ما،
[١] .سورۀ عبس(٨٠)آيۀ ٣٧.
[٢] .مل:عبد اللّه مسعود.
[٣] .از آط،افزوده شد.