روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٣ - ترجمه
و كنيم بر دلهاى ايشان [١]پوششها [٢]در آنكه ندانند و در گوشهايشان گرانى و چون ياد كنى خدايت را در قران تنها پشت بركنند بر پشتهاى ايشان به گريختن [٣].
ما داناتريم [٤]به آنچه گوش بازكردهاند با آن [٥].چون گوش بازمىدارند [٦]با تو و چون ايشان راز مىگويند چون مىگويند ظالمان [٧]متابعت نمىكنى مگر مردى جادوى كرده [٨].
بنگر كه چگونه زدند براى تو مثلها،گمراه شدند نمىتوانند راهى.
گفتند چون ما باشيم استخانها [٩]پوسيده،ما برانگيخته خواهيم شد خلقى نو؟ گو [١٠]باشى سنگها يا آهن.
يا خلقى از آنچه بزرگ آيد در دل [١١]شما مىگويند كه بازآرد ما را؟بگو آنكه بيافريد شما را اوّلبار،مىجنبانند به تو سرهايشان [١٢]و مىگويند كى باشد آن.بگو كه شايد نزديك باشد.
آن روزى كه بخواند شما را اجابت كنى به سپاس [١٣]او،گمان برى كه بنهايستادى الّا اندك.
[١] .همۀ نسخه بدلها بجز مل:دلهاشان.
[٢] .اساس:نوشتهها،كه با توجه به نسخۀ قم،تصحيح شد.
[٣] .مل:،بگريخت.
[٤] .آط،آب،آج،لب:ما دانيم.
[٥] .قم:استماع مىكند آن را.
[٦] .قم:باز كردهاند.
[٧] .مل:ستمكاران.
[٨] .آط،آب،آج،لب:جز مردى جادو كرده را.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:استخوانها.
[١٠] .تمام نسخه بدلها:بگو.
[١١] .قم،آب:دلهاء شما.
[١٢] .قم:سرهاى خويش را.
[١٣] .قم:شما به شكر او.آط،آب،آز،آج،لب:به ستايش.