روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٨ - ترجمه
و بزد خداى مثلى:دو مرد يكى از ايشان گنگ باشد قادر نبود بر چيزى و او گران باشد بر خداوندش هركجا فرستد او را نيايد به چيزى.راست بود او و آنكس كه فرمايد داد [١]و او بر ره راست باشد؟ و خداى راست نهان [٢]آسمانها و زمين و نيست كار قيامت الّا چون نگريدن [٣]چشم يا آن نزديكتر [٤]كه خداى بر همه چيزى تواناست [٥].
قوله تعالى: وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعٰامِ ،قديم-جلّ جلاله-در اين چند آيت تذكير كرد ما را و ياد داد بعضى نعمتهاى او بر ما،تا ما شكر آن كنيم تا اين [٦]نعمت بر ما پاينده شود و زيادت گردد،و نيز براى آن تا ما نظر و انديشه كنيم [٧]در او و ما را علم بر علم و بصيرت بر بصيرت زيادت شود تا مستحقّ ثواب شويم.گفت:شما را در اين چهار پايان عبرتى هست از شتر و گاو و گوسفند،و عبرت آن باشد كه چون در او نگرند [٨]به او اعتبار برگيرند [٩].و اين جا [١٠]در جاى دلالت است نُسْقِيكُمْ ،شراب مىدهيم شما را.نافع و ابن عامر و ابو بكر عن عاصم خواندند:«نسقيكم»به فتح «نون»،آنگه اهل لغت خلاف كردند در آنكه فرق چه باشد بين سقى و اسقى.
بعضى گفتند:هر دو به يك معنى باشد و هر دو لغت است،كقولهم:سرى و اسرى، و به قول لبيد استشهاد كردند كه گفت:
سقى قومي بني نجد [١١]و أسقى
نميرا و القبائل من هلال
[١] .قم:به داد.
[٢] .قم،آط،آج،لب:نهانى.
[٣] .قم:برهم زدن،آط،آج،لب+به.
[٤] .قم،آط،آب،آج،لب+است.
[٥] .آط،آب،آج،لب:قادر است.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:تا آن.
[٧] .قم:نظر كنيم و انديشه كنيم،ديگر نسخه بدلها:انديشه و نظر كنيم.
[٨] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:در نگرند.
[٩] .قم:اعتبار گيرند.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:و آنجا.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:بنى مجد.