روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦١ - ترجمه
مبيضّهم كقولهم فلان حسن النّاس وجها و شريفهم [١]خلقا و وجهى دگر اين گفتند:
اين را بر معنى حمل كرد شاعر،و اگرچه در لفظ«ابيض»گفت.مراد او نه لون است و بياض او،و انّما مراد او بخل است و خساست.فكانّه قال:ابخلهم و اخسّهم.
و امّا قول المتنبّي:
ابعد بعدت بياضا لا بياض له
لأنت اسود فى عينى من الظّلم
اين نيز هم تفضيل نيست و معنى آن است:لانت اسود في عينى و انت من الظّلم،اى من عملة [٢]الظّلم.و«من»تبيين راست چنين كه گفتيم.و از صلۀ افعل نيست،و هم اين تأويل توان گفتن [٣]فى قول الشّاعر:
يا ليتنى مثلك فى البياض
ابيض من اخت بنى اباض
اى من قومها و جملتها،و امّا قول الشّاعر:
و ابيض من ماء الحديد كانّه
شهاب يداوى اللّيل داج عساكره
خود از اين باب نيست كه ما در اوييم [٤]،براى آنكه ابيض اين جا نام شمشير [٥]است،اى سيف ابيض كاين [٦]من ماء الحديد مطبوع منه و از صلۀ افعل نيست.اين جمله براى آن گفتيم تا كسى چيزى نيارد كه آن اصل را كه ما مقنّن [٧]كرديم قدح كند.
قوله تعالى: وَ إِنْ كٰادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ ،مفسّران خلاف كردند در سبب نزول اين آيت.سعيد جبير گفت:رسول-صلّى اللّه عليه و على آله- استلام حجر اسود مىكرد در طواف خانه.مشركان او را منع كردند و گفتند:رها نكنيم تو را كه استلام سنگ كنى الّا آنكه اين اصنام ما را استلام كنى،بر دل او بگذشت كه اگر من چنين كنم و دلم به ايمان مطمئن،همانا باكى نباشد تا من از عبادت استلام بازنمانم.خداى تعالى اين آيت فرستاد.قتاده گفت:قريش شبى با رسول -عليه السّلام-خلوت كردند و همه با او حديث كردند و او را تعظيم و تبجيل
[١] .آب،آج،لب:شرفهم،آز:اشرافهم.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:جمله.
[٣] .آط،آج،لب:توان گفت.
[٤] .قم:درورايم.
[٥] .قم:سيف.
[٦] .آز:كان.
[٧] .قم:معيّن،آ،آج،لب:متيقّن.