روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٠ - ترجمه
هست؟جواب گوييم:لفظ اوّل را معنى ره ندهد بههيچوجه كه حمل كنند بر تفضيل،و امّا لفظ دوم بر قول آنكه عمى [١]آفت بصر گويد بر تفضيل حمل نتوان كردن [٢].براى آنكه عرب الوان و عيوب را به لفظ افعل تفضيل نكنند او را و تعجّب نكنند از او،لا يقولون هذا احمر من هذا و لا فلان اعور من فلان و لا احول منه،و فى التّعجّب ما احمره و اسوده و اعوره و احوله،و لكن ما اشدّ عورة و اظهر سواده و هذا اشدّ سوادا من ذلك.و علّت اين گفتند كه اين خود بر صيغت افعل است بىزيادت و تعجّب.چون زيادت خواهد بودن [٣]در او آيد و تعجّب صيغتى دگر[١٤١-ر]بايد [٤]تا به آن بدانند اين معنى نو را و نه چنين است فاضل و افضل و عالم و اعلم.و علّتى ديگر اين گفتند كه:الوان و عيوب از لزوم و دوامش مشتبه گشت به اسماء لازمه كاليد و الرّجل فكما لا يقال ما ايداه و ما ارجله،كذلك لا يقال:ما احمره و اعوره.و يقال ما اشدّ سواده و اظهر حوله،كما يقال:ما اشدّ يده و رجله.و علّتى دگر گفتند،و آن آن است كه گفتند ايشان تعجّب و تفضيل نكنند از فعلى كه زيادت باشد بر سه حرف و الوان و عيوب بر افعلّ و افعالّ آيد،نحو [٥]:احمرّ و احمارّ و احولّ و احوالّ.اگر گويند:چه گوى [٦]در حولت عينه و عورت؟گوييم:او منقول است من احولّ و اعورّ به دلالت آنكه واوش منقلب نمىشود با الف،لا يقولون:حال و عار،كما قالوا:خاف و هاب.امّا قرائت ابو عمرو كه«اعمى»دوم بر تفضيل حمل كرد،بر قول او آيت را تفسير نشايد دادن بر آنكه :من كان فى الدّنيا جاهلا باللّه فهو فى الآخرة اجهل،براى آنكه معارف اهل آخرت ضرورى باشد [٧]،يستوى فيه المؤمن و الكافر.پس تفسير [٨]بر اين شايد دادن كه:
أسوأ حالا و اجهل بطريق النّجاة [٩]و الرّشاد الى سبيل الخلاص.و اللّه اعلم بمراده، فامّا قول الشّاعر:
امّا الملوك فأنت اليوم الأمهم [١٠]
لؤما و ابيضهم سربال طبّاخ
جواب از اين است كه اين ابيض[نه] [١١]بر تفضيل است،بل مراد آن است كه:و
[١] .قم:اعمى.
[٢] .قم:توان كرد.بقيه نسخه بدلها:نتوان كرد.
[٣] .آط،آب،آز،آج،لب:خواهد بود.
[٤] .قم:باشد.
[٥] .آط،آب،آز،آج،لب:چون.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:گويى.
[٧] .آط،آب،آز،آج،لب:بود.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:تفسيرش.
[٩] .آج،لب:النجار.
[١٠] .اساس:المهم،به قياس با نسخۀ قم،تصحيح شد.
[١١] .اساس:ندارد،از قم افزوده شد.