تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩ - زمينه كلى سوره
اجتماعى، و هدف آن اصلاح آن فساد است كه در جامعه انتشار يافته، و به همين جهت است كه موسى به مبارزه با نژاد پرستى و خود بزرگبينى پرداخت، و ابراهيم با بت پرستى و ارتجاع، و نوح با امتيازات طبقاتى و بى ايمانى، و هود با ياوه سرايى و گردنكشى، و صالح با اسراف و تبهكارى، و لوط با انحراف جنسى و آزاد انديشى، و شعيب با دغلى و كم فروشى.
شايد از اين مفاسد با ترتيبى كه ياد كرديم، در اين سوره سخن به ميان آمده باشد.
گفتگو ميان پيامبر و قومش كه با او به لجاج برخاستهاند و تهديدش مىكنند، جريان پيدا مىكند، و در لحظه شايسته و قطعى خدا به يارى پيامبر و مؤمنان مىپردازد، و كافران را گرفتار عذاب سخت مىسازد، و شايد عذاب متناسب با نوع فساد بوده باشد.
پيامبر سخن خود را با ياد از خدا آغاز مىكند، و مردمان را به ترسيدن و فرمانبردارى از او فرمان مىدهد، و از عذاب پروردگارشان بر حذر مىدارد.
پيامبران در اين باره تأكيد مىكنند كه از مردم خواستار مزدى نيستند، و اجر آنان را خدا به ايشان مىدهد، و در نتيجه جاى شكّى براى مردمان در راستى فرستادگى ايشان باقى نمىماند، و علاوه بر اين، گواهيهايى بر راستى رسالتهاى خدا وجود دارد، چه مردمان را به خدا مىخواند، و اين سخن بالاتر از موانع خون و زمين و زمان است، و چالش و معارضه با تأييد آن به نيرومندى و قوت خدا است كه ايستادگى در برابر آن براى افراد بشر امكانپذير نيست، و هدف آن برانداختن فساد از اجتماع است.
دست غيب براى يارى فرستادگان و مؤمنان در وقت مناسب آشكار مىشود، و دشمنان ايشان هلاك مىشوند، و اين همه علاوه بر نيرومندى حجت و برهان و سلامت رفتار و معجزات آشكار همچون عصا و ناقه (شتر) و خاموش شدن/ ٩ آتش و شكافته شدن دريا و طوفان است.
و در پايان سوره براى ما بيان مىكند كه: قرآن را پروردگار جهانيان