تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٣ - شرح آيات
آنان اندرز مىداد و به اندرزهاى او توجهى نمىكردند.
[٣١] «وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى قالُوا إِنَّا مُهْلِكُوا أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ إِنَّ أَهْلَها كانُوا ظالِمِينَ- و هنگامى كه فرستادگان ما مژده براى ابراهيم بردند و گفتند كه: ما اهل اين شهر را كه مردم آن ستمگرى كردهاند هلاك خواهيم كرد.» قاطعيت جز با معرفت رهبرى اعلى صورت نمىگيرد، و به همين جهت فرشتگانى كه براى يارى رساندن به لوط و هلاك كردن قوم او فرستاده شده بودند، سر راه خود بر ابراهيم گذشتند تا خداوند متعال به او بگويد كه: تو بالاترين فرمانده مجتمع ايمانى بر روى زمينى، و براى فرشتگان اين امكان وجود داشت/ ٤٤٨ كه مستقيما به نزد لوط بروند، ولى آنان بر ابراهيم گذشتند تا پاداشى از خدا به او براى ايمان راستين و اخلاص او باشد.
اين فرستادگان سخن خود را با ابراهيم به بيم دادن آغاز نكردند، بلكه با اين مژده و بشارت آغاز كردند كه خدا به وى اسحاق و در پى او يعقوب و فرزندان صالح ايشان را عنايت مىكند، على رغم آن كه حامل عذاب براى قوم لوط بودند، و از اين جا چنان برمىآيد كه: پروردگار ما سبحانه و تعالى پيش از آن كه قومى را كه كافر و سركش بودند هلاك كند، رئيس و سرپرست آن مجتمع يعنى ابراهيم (ع) را بدان بشارت داد كه فرزندان صالحى خواهد داشت كه حامل پرچم حق خواهند بود، و كلمه خدا را در زمين منتشر خواهند كرد، و بدين گونه نخست به او از بخشندگى خود مژدهاى مىدهد، و سپس از آن آگاهش مىسازد كه به زودى ستمگران را هلاك خواهد كرد، ولى ابراهيم (ع) در آن هنگام كه از نقشه هلاك قوم لوط با خبر شد ترسيد و
[٣٢] «قالَ إِنَّ فِيها لُوطاً- گفت كه: لوط در ميان ايشان است!» رفتار مؤمنان راستين هميشه به همين گونه است، و از صفات پيامبران (ع) يكى آن است كه نسبت به افراد بشر مهربانند و از مؤمنان سخت حمايت مىكنند، و ابراهيم نتوانست خوددارى كند و پرسيد كه: پس سرنوشت لوط چه خواهد شد؟!