تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٢ - شرح آيات
/ ٤٣٧ معيشت تنگ است و عمر غم انگيز و زندگى- اگر گستردگى دامنه آرزو نمىبود- بسيار تاريك مىشد، ولى كافر از اين گستردگى آرزو محروم است، و روح اميدوار ندارد، بدان سبب كه به خداوند سبحانه و تعالى ايمان نياورده است و به همين سبب زندگى دردناكى دارد.
[٢٤] اين بود خلاصه آنچه ابراهيم پيامبر (ع) به قوم خود گفت، در آن هنگام كه آنان را به گشودن چشمانشان، و سير كردن در زمين، و نگريستن در سرنوشت ديگران، و در خدمت گرفتن عقلهاى ايشان فرمان داد.
«فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ- پس پاسخ قوم او جز اين نبود كه گفتند: او را بكشيد يا در آتشش بسوزانيد.» ابراهيم (ع) از قوم خود خواست تا عقل خود را به كار اندازند و پيش از صدور حكمى درباره آن بينديشند و شتاب نورزند، و واقعيت تباه خود را در نور دليل و برهان مورد بحث قرار دهند، و با اين همه قوم او واكنشى جز سركشى و لجاجت و پاسخ زشت كشتن يا سوزاندنش نشان ندادند.
«فَأَنْجاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ- پس خدا او را از آتش نجات بخشيد.» چه گسترده است رحمت الاهى كه آنان را ناگهان گرفتار عذاب خويش نكرد، و ما در تاريخ يا در قرآن نمىخوانيم كه: خدا قوم نمرود را معذب يا هلاك كرد، يا آنان را گرفتار شكنجهاى آسمانى ساخت بلكه، چنان كه خوانديم، خداوند متعال پيغمبر خويش را از آتش ايشان نجات بخشيد و او از ميان قوم ستمگر خويش با مهاجرت بيرون رفت.
«إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ- و در اين آيات راهنماييهايى براى قومى است كه ايمان آورده باشند.» آرى. شايسته چنان است كه اميد و آرزوى ما نسبت به خداوند متعال قوى باشد، چه او رحمتى گسترده دارد، و رحمت او بر خشم و غضبش پيشى مىگيرد، پس او مولى و سرور و دوست ما است. بر او توكل مىكنيم، و به او رو مىآوريم و پناه مىبريم، و بازگشت ما به سوى او است.