تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٢ - رهنمودهايى از آيات
سرور و ياور خويش بداند و رهبر و مولى، و سپس به صورت مستقيم مىگويد: «أَ فَلا يَسْمَعُونَ- مگر نمىشوند؟» «أَ فَلا تُبْصِرُونَ- چرا نمىبينند؟».
بسيار اين صيغهها و همانندهاى آنها أَ فَلا تَعْقِلُونَ، أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ... در قرآن تكرار مىشود، و در اين امر تأكيدى است براى اين انديشه مهم كه: وجود آيات و نشانههايى به تنهايى در جهان هستى/ ٣٦٦ كفايت نمىكند، بلكه لازم است دستگاه گيرنده و پذيرايى نيز در نزد انسان وجود داشته باشد تا بشر از آن استفاده كند، مگر نور خورشيد براى كسى كه چشم خود را به روى آن ببندد مىتواند داراى فايدهاى باشد؟
خدا كسى است كه شب را براى آسايش قرار داده است، و روز را ميدانى براى تلاش و فعاليت، و زندگى و مرگ آفريدگان به تقدير او است، و آنچه از ما خواسته شده اين است كه او را معبود حقيقى خويش بدانيم، و اين كار با گوش به فرمان فرستادگانش داشتن، و به آيات او نگريستن، و سپس در آنها به تعقل و انديشيدن پرداختن ميسر مىشود.
در آيات پايانى اين درس اشاره و بلكه توضيحى درباره مفهوم نيروى مالى در زندگى وجود دارد، و در اين كه هدف از نعمتهاى الاهى براى بشر چيست؟
هدف از نعمتها براى انسان رسيدن به كمال روحى است، و بالا رفتن با ارزشهاى انسان و روان او در درجات صعودى بزرگى و بزرگوارى همراه با سپاسگزارى از خدا، و آنچه اثر مثبت برخاسته از وجود نعمتها را تجسم مىبخشد، از آسايش و آرامش مادى برتر و والاتر است، و آن كس كه سپاسگزار نعمتها نباشد، نعمت از لحاظ نفسى و روانى در نزد او به نقمت مبدل مىشود، و چنان است كه نعمت فراغ و آسايش خاطر در نزد او به صورت پريشانى و از دست دادن نعمت درمىآيد، و به جاى آن كه ميليونها مالى را كه در اختيار دارد به مصرف آسايش خود و خانوادهاش برساند، آنها را در راه تباهى خرج مىكند و جوانى خويش را تباه مىسازد و سپس دست خالى بازمىگردد.
شكر گزارى نعمت امرى است كه آن را سودمند مىسازد، در صورتى كه