تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٤ - شرح آيات
مفسران درباره «دابّه» از دو معنى و تفسير ياد كردهاند
اول: دابّة و جنبندهاى كه سخن بگويد، جانورى متفاوت با ديگر جانوران است، مثلا اين كه سرى چون سر فيل و تنهاى همچون كرگدن دارد.
دوم: دابّه انسان است، و هر چه بر سطح زمين به حركت و جنبش درآيد در لغت دابّة است، و سخن گفتن آن با ديگران مؤيد انسان بودن او است، چه در ميان جنبندگان و جانوران تنها انسان است كه سخن مىگويد، و خداوند متعال در كتاب خود در دو جا درباره اين مطلب تأكيد كرده و گفته است: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ ...
الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ- بدترين جنبندگان در نزد خدا آن كران و گنگانند كه خرد خود را به كار نمىاندازند»، و نيز گفت: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ- بدترين جنبندگان در نزد خدا آن كسانند كه كافر شدند و ايمان نياوردند». [٢٨] و يكى از مفسران روايتى مأثور از عمّار بن ياسر (رض) را بدين گونه نقل كرده است: مراد از اين دابّه امام على (ع) است كه خدا او را پس از شهيد شدنش زنده مىكند/ ٢٤١ و او به مردمان پايان دنيا و آغاز دوره آخرت را خبر مىدهد، و وعده خدا حق است، ولى بيشتر مردم به اين امر ايمان نمىآورند مگر در زمانى كه بر ايشان فايدهاى ندارد.
ابو بصير گفت كه: ابو عبد اللَّه (ع) چنين گفت
«رسول اللَّه (ص) در مسجد كه راه مىرفت به امير المؤمنين (ع) رسيد كه مشتى ريگ فراهم آورده و سر خود را بر آن نهاده بود، پس با پايش او را تكان داد و گفت: اى دابة الارض برخيز، و آن گاه يكى از اصحاب رسول خدا (ص) به او گفت: آيا روا است كه يكى از ما ديگرى را به اين نام بخواند؟! و پيامبر (ص) گفت: سوگند به خدا كه روا نيست، و اين تنها به او اختصاص دارد، و همان دابّهاى كه خدا در قرآنش از او ياد كرده و گفته است: «وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ- و
[٢٨] - الانفال/ ٢٢ و ٥٥.