تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٩ - شرح آيات
همين گونه است امام و پيشواى عادلى كه كتاب را بفهمد و به آن قضاوت كند و نگهبان كتاب پروردگارش باشد.
ج: در آنجا كه به هلاك باطل و يارى حق فرمان مىدهد. و قضاى پروردگار سبحانه و تعالى را هيچ كس نمىتواند رد كند.
«إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ بِحُكْمِهِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ- پروردگارت ميان ايشان به حكم خود داورى مىكند، و او بسيار توانا و دانا است.» [٧٩] و چون چنين است، پس از هيچ كس مترس
«فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِينِ- پس بر خدا توكل كن كه تو بر حقى آشكارى.» چون حق مايه پيروزى است، و تو بر حقى، پس بر خدا توكل كن، و مطمئن باش كه به پيروزى خواهى رسيد.
[٨٠] و به افكار مخالفان اعتنايى مكن، و كار تو تنها ابلاغ پيام است.
«إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ- تو نمىتوانى دعوت را به گوش مردگان برسانى و نيز به گوش كرانى كه به تو پشت كردهاند.» غير ممكن است كه شخص بتواند مردهاى را به شنيدن بانگ خود وادارد، و اين نه به سبب وجود اشكالى در بانگ است، بلكه بدان جهت است كه آن مرده دستگاه دريافت بانگ را فاقد است، و شاعرى گفته است
لقد اسمعت لو ناديت حيّا
و لكن لا حياة لمن تنادي