تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٢ - ويژگيهاى پيامبر(ص)
پيامبرشان صالح به آنان گفت كه: «فرمان مسرفان و گزافكاران را مبريد»، و اين خود نشانهاى از آن است كه افراد اين طبقه به صورت خطرى درآمده و در صدد به دست گرفتن رهبرى قوم بودهاند.
و پيامبرشان صالح (ع) به آنان گفت كه: از من فرمان بريد و به فرمان مسرفان مباشيد، و پيش از خود از اطاعت و ترس از خدا ياد كرد و گفت: «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ- تا بدين گونه حجتى براى اطاعت از خودش به عنوان دنبالهاى از اطاعت خدا اقامه كرده باشد.
چنان مىنمايد كه جوهر فساد و تباهى يا عامل اساسى براى آن همان اسراف و زياده طلبى است، پس چون نعمت بر انسان افزونى پيدا كند، در آنچه خدا به او عنايت كرده است به اسراف و زياده روى مىپردازد، و در نتيجه آن را مادهاى براى فساد خود قرار مىدهد، پس گاه خدا به انسانى نعمت زيبايى مىبخشد و همان سبب فساد او مىشود، يا نعمت جنس او را به فساد مىكشاند، يا نعمت مال و فرزند كه با آنها به تكبر و گردنكشى نسبت به ديگران مىپردازد ... و نظاير اينها.
پس به جاى آن كه با اين نعمتها به خرسندى خدا از خودش دسترس پيدا كند، و به اصلاح جامعه و آبادانى زمين بپردازد، كارش به خودپرستى و در نتيجه به فساد كردن در زمين كشيده مىشود.
خدا نعمتها را به ما ارزانى داشته است كه از آنها در آبادانى زمين بهرهمند شويم، و به بهشت و رضايت او دسترس پيدا كنيم؛ دست را به ما عنايت كردهاند كه با آن حق خودمان را بگيريم نه اين كه آن را سبب آزردن ديگران قرار دهيم، و به همين گونه چشم براى ديدن است نه براى نگاه كردن به حرام، و زبان براى آن است كه با آن به مردمان سخنان نيكو و حكمت آميز بگوييم نه اين كه به غيبت و بهتان و دشنام دادن و ... بپردازيم.
/ ١٠١ در روز قيامت خدا بر بندگانش حجّت و برهان اقامه مىكند: يوسف حجت است بر كسى كه با زيبايى خود به فساد كشيده شده، و مريم حجتى بر ضد خود فروشان، و ايوب حجتى ضد آن كسان كه در برابر بلا بردبارى را پيشه نكرده