تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣١ - شرح آيات
/ ٤٥٦ و اين را از ياد مىبرد كه گرداننده زندگى پروردگار بندگان است، و اين كه تنها او، سبحانه و تعالى، مىخواهد نه غير او، و اين پايان راه در سير نزولى بشرى است، و چون آدمى به اين جايگاه برسد، فرمان زوال او رسيده است.
با آن كه خداوند دلايل واقعى سقوط تمدنها را براى ما بيان كرده است، و آنچه در قرن حاضر مىبينيم، برهانى در پى برهان ديگر بر جاهليت همين قرن است و بطلان حقايق آن، چه در اين زمان هوا و هوس بت شده است، و مظاهر مادى قوت روزانه انسان، و گواهيها و ارقام از اندازه خطرهايى كه بشريت را تهديد مىكند با خبر مىسازد، و در اين شك نيست كه تصاعد جنون آميز در بودجههاى تسليحاتى جهان، و گسترده شدن هر چه بيشتر شكاف عظيم ميان دولتهاى مستكبر و مستضعف، و انتشار تباهى و فساد اخلاقى و ايجاد ترس و نفاق پارهاى از مظاهر و نمودارهاى كفر در جاهليت نوينى است كه همه دستاوردهاى انسانيت را در معرض تهديد قرار داده است.
شرح آيات
[٣٦] «وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ ارْجُوا الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ- و براى مردم مدين برادرشان شعيب را (فرستاديم) و او گفت: اى مردم! خدا را پرستش كنيد و به روز بازپسين خود را اميدوار سازيد و در زمين به فساد كردن مپردازيد.» شعيب (ع) براى اصلاح مردم شهر مدين كه گرفتار فساد شده بودند برگزيده شد، و او (ع) سه مسئله را به ياد ايشان آورد
١- پرستش خدا، يعنى عبادت را تنها مخصوص به او دانستن و به او روى آوردن.
٢- اميد به روز ديگر داشتن يعنى ترسيدن از آتش و به بهشت اميدوار بودن، بدان گونه كه روز قيامت را به حساب بگيرند و بدانند كه براى كارهايى كه كردهاند بايد حساب پس بدهند، و هنگامى كه آدمى درست به اين امر توجه داشته