تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٧ - رهنمودهايى از آيات
شناسايى كنند و، مثلا، از عمر جمجمهاى پس از شناختن شماره سالهاى گذشته بر اين ذره آگاهى به دست آورند، و اگر اين اكتشاف بر چيزى دلالت داشته باشد، دليل بودن آن بر اين امر است كه انسان، و همچنين همه آفريدگان، آغاز پيدايشى بر روى زمين داشتهاند، و سير كردن در زمين براى شناخته همين آغاز پيدايش و آفرينش است، و چون خداوند متعال انسان را در آغاز آفريد و پيش از آن چيزى قابل ذكر نبود، آيا بر آن توانايى ندارد كه بار ديگر او را پس از مرگ به زندگى باز گرداند؟! و هيچ كس نمىتواند بگويد كه خدا قدرت آن را ندارد، از آن روى كه بى سابقه آفريدن بعد از عدم خودبهخود دشوارتر از بازگرداندن پس از مرگ است.
/ ٤٣٣ چهارم: براى آن كه پس از آشنا شدن دقيق بر مسير امتها و اقوامى كه پيش از ما بر روى زمين زندگى مىكردهاند از تاريخ عمومى عبرت بگيريم، بر ما لازم است كه به يقين خود را مسئول كردار و رفتار خويش بدانيم، و اين كه سنّتهاى حاكم بر گذشتگان بر ما نيز حكومت مىكند، و هنگامى كه قرآن حكيم با ما از تاريخ سخن مىگويد، با روش علمى محض و فقط براى نقل خبر چنين نمىكند، بلكه فاصلههاى زمانى را از ميان مىبرد تا اين مطلب را بر ما آشكار سازد كه: سنت خدا در آيندگان به همان گونه جريان خواهد داشت كه در گذشتگان جريان داشته است.
اكتشاف قانون براى به كاربردن آن در واقعيت موجود و حاضر، هدف قرآن است، و به همين جهت مشاهده مىكنيم كه نگرش اسلامى نسبت به تاريخ (نگرش عبرت آميز) براى آن است كه تاريخ از يك حقيقت علمى به يك حقيقت رفتارى در زندگى ما، و به يك حقيقت ايمانى در ذهنهاى ما تحول پيدا كند.
و از سنتهاى خدا است
اولا: خدا هر كار را كه بخواهد به انجام مىرساند، و هر كه را كه بخواهد مشمول رحمت يا عذاب خود مىسازد، بدون آن كه كسى بتواند در مقابل خواست و مشيّت پروردگارمان سبحانه و تعالى به چالش بپردازد، و همين دانش سبب مىشود كه ما واقعبينتر باشيم و- در نتيجه- اين را خوب بدانيم كه مردمان به پروردگار