تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧١ - شرح آيات
آيات خدا در قرآن سودى نخواهد برد.
«وَ ادْعُ إِلى رَبِّكَ- و (مردمان) را به سوى پروردگارت بخوان.» يعنى دعوت به خداى يگانه را ادامه بده.
«وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ- و از مشركان مباش.» با فروتنى كردن نسبت به ايشان، [٨٨] «وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ- و با خدا خداى ديگرى را مخوان.» پيش از اين گفتيم كه شرك نخستين مسئله و مشكل انسان است، و بسيارى از كسان را مىبينيم كه ظاهرا نسبت به خدا خضوع و خشوع نشان مىدهند، ولى در بخش بزرگ و مهمى از زندگى سر در برابر سلطه و قدرت و مال و شهرت يا ... يا ... فرود مىآورند و نسبت به آن خاشع مىشوند، و آن گاه كه خدا ما را به يكتا پرستى خالص دعوت مىكند، بدان جهت است كه واقعيت با اين دعوت هماهنگ است، چه معبود و خدايى جز او وجود ندارد.
«لا إِلهَ إِلَّا هُوَ- خدايى جز او نيست.»/ ٣٩٦ انسان فطرة در برابر قوت و نيرو و جاه و ثروت خاضع مىشود، ولى راه را گم مىكند و در برابر جز خدا خضوع نشان مىدهد، در صورتى كه خدا قوه و ثروت و ... و ... مطلق است، و به همين جهت گاه چنان تصور مىكند كه پدرش مصدر و منبع مال است، يا اين كه سلطه و فرمانروايى منتهاى قوت است، و به همين جهت بر خلاف هدايت و فرمان خدا و اولياى او در برابر آن خاضع مىشود.
به همين گونه انسان طبيعتا در ميان عوامل متغير زندگى خواستار دست يافتن به چيز ثابتى است كه به آن متكى و پناهنده شود، و خدا براى او تأكيد مىكند كه ثابتى جز خدا وجود ندارد.
«كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ- همه چيز هلاك شونده و نابود شدنى است جز وجه و روى او.» در اين شك نيست كه خدا باقى است، ولى آيه بر آن تأكيد مىكند كه آنچه متعلق به او است بقا پيدا مىكند، پس هر چيز هالك است مگر آنچه براى وجه