تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٩ - شرح آيات
صورت مادّى زشتى درمىآيد، پس ظلم كردن در دنيا خود همان تاريكى است كه ظالم را در آخرت احاطه مىكند، و آن كس كه مال يتيم را به ستم مىخورد، در درون خود آتشى را مىخورد و در آخرت آتش دوزخ را خواهد چشيد، و اما آن بوى بد و گندناكى كه از دهانهاى فاسقان خارج مىشود، درست همان دروغى است كه بر خدا يا ديگران مىبستند و غيبت و تهمتى كه در دنيا به آن مىپرداختند. پس بياييد تا از پروردگارمان طلب آمرزش كنيم تا ما را از شرّ سيئاتى كه مرتكب شدهايم و گناهانى كه انجام داديم خلاص كند.
[٨٥] زندگى بر اساس پيشى گرفتن سازندگى بر ويرانگرى استوار است، و نتيجه حركات قسرى و اجبارى شكست و ناكامى است، در صورتى كه حركات جريان يافته بر وفق سنّتهاى خدا در آفريدگانش با كاميابى و ثمر بخشى به پايان مىرسد، بدان سبب كه عامل زمان به سود او عمل مىكند، و اين انديشه خاستگاه انديشه ديگرى است كه بنا بر آن حركتهاى الاهى با گذشت زمان و نسلهاى پياپى بشرى ناگزير به پيروزى خواهد رسيد.
«إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ- آن كه قرآن را بر تو واجب ساخت، تو را به جاى بازگشت برمىگرداند.»/ ٣٩٤ تو اى پيغمبر به وطن خويش كه كافران و مشركان سبب هجرت تو از آن جا شدهاند، باز خواهى گشت.
ولى چرا خداوند تعالى گفت: «إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ- و، مثلا، نگفت: خداوند عزيز و توانا؟
پاسخ: قاعدهاى بلاغتى مقتضى آن است كه مفردات مىبايستى با سياق هماهنگى داشته باشند، و در اين جا رابطه محكمى ميان واجب شدن قرآن و بازگشت رسول به شهر خودش مكه وجود دارد، پس چون خدا روش عمل را به پيامبرش بخشيد و او را ملتزم به عمل كردن بر حسب آن ساخت، پس همين وسيله را براى گرفتن حق خود و رسيدن به هدفهايش فعال ساخت كه از جمله آنها بازگشت پيروزمندانه وى پس از هجرت بود، و اين خود مشتمل بر اين انديشه تمدنى و